tightwire act
عمل طنابخوردن
tightwire performance
اجرای طنابخوردن
tightwire balance
تعادل روی طناب
tightwire walker
راه رونده طناب
tightwire skills
مهارتهای طنابخوردن
tightwire tension
احساس خطر در طنابخوردن
tightwire challenge
چالش طنابخوردن
tightwire stunt
قوزک طنابخوردن
tightwire danger
خطر طنابخوردن
she walked the tightwire with incredible balance.
او با تعادل فوقالعاده روی سیمخوردگی قدم گذاشت.
performers often practice tightwire acts for years.
اجراکنندگان اغلب سالها برای اجرای حرکات سیمخوردگی تمرین میکنند.
the tightwire artist captivated the audience.
هنرمند سیمخوردگی مخاطبان را مجذوب خود کرد.
walking a tightwire requires immense focus.
پیادهروی روی سیمخوردگی نیاز به تمرکز زیادی دارد.
he felt like he was on a tightwire during the presentation.
او احساس میکرد در طول ارائه روی سیمخوردگی قرار دارد.
she mastered the art of tightwire walking.
او هنر قدم زدن روی سیمخوردگی را به تسلط درآورد.
tightwire performances are thrilling to watch.
اجراهای سیمخوردگی تماشای هیجانانگیزی هستند.
he balanced on the tightwire with ease.
او به راحتی روی سیمخوردگی تعادل برقرار کرد.
the tightwire act was the highlight of the circus.
اجرای سیمخوردگی اوج سیرک بود.
she felt like she was walking a tightwire in her career.
او احساس میکرد در حرفه خود در حال قدم زدن روی سیمخوردگی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید