tightwire

[ایالات متحده]/ˈtaɪtˌwaɪə/
[بریتانیا]/ˈtaɪtˌwaɪər/

ترجمه

n. یک کابل فولادی کشیده؛ سیم فولادی

عبارات و ترکیب‌ها

tightwire act

عمل طناب‌خوردن

tightwire performance

اجرای طناب‌خوردن

tightwire balance

تعادل روی طناب

tightwire walker

راه رونده طناب

tightwire skills

مهارت‌های طناب‌خوردن

tightwire tension

احساس خطر در طناب‌خوردن

tightwire challenge

چالش طناب‌خوردن

tightwire stunt

قوزک طناب‌خوردن

tightwire danger

خطر طناب‌خوردن

جملات نمونه

she walked the tightwire with incredible balance.

او با تعادل فوق‌العاده روی سیم‌خوردگی قدم گذاشت.

performers often practice tightwire acts for years.

اجراکنندگان اغلب سال‌ها برای اجرای حرکات سیم‌خوردگی تمرین می‌کنند.

the tightwire artist captivated the audience.

هنرمند سیم‌خوردگی مخاطبان را مجذوب خود کرد.

walking a tightwire requires immense focus.

پیاده‌روی روی سیم‌خوردگی نیاز به تمرکز زیادی دارد.

he felt like he was on a tightwire during the presentation.

او احساس می‌کرد در طول ارائه روی سیم‌خوردگی قرار دارد.

she mastered the art of tightwire walking.

او هنر قدم زدن روی سیم‌خوردگی را به تسلط درآورد.

tightwire performances are thrilling to watch.

اجراهای سیم‌خوردگی تماشای هیجان‌انگیزی هستند.

he balanced on the tightwire with ease.

او به راحتی روی سیم‌خوردگی تعادل برقرار کرد.

the tightwire act was the highlight of the circus.

اجرای سیم‌خوردگی اوج سیرک بود.

she felt like she was walking a tightwire in her career.

او احساس می‌کرد در حرفه خود در حال قدم زدن روی سیم‌خوردگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید