toddle

[ایالات متحده]/'tɒd(ə)l/
[بریتانیا]/'tɑdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راه رفتن ناپایدار از طرفی به طرف دیگر
vi. به طور ناپایدار یا ناپایدار راه رفتن، مانند یک کودک کوچک که در حال یادگیری راه رفتن است.

عبارات و ترکیب‌ها

toddle around

به اطراف قدم بزن

toddle off

به راه بیافت

جملات نمونه

toddle down to the club

به سمت کلاب سر بزنید.

William toddled curiously towards the TV crew.

ویلیام با کنجکاوی به سمت گروه تلویزیونی رفت.

they would go for a drink and then toddle off home.

آنها برای نوشیدن بیرون می‌رفتند و سپس به خانه می‌رفتند.

It’s late — it’s time you toddled off to bed.

دیر شده است - وقت آن رسیده که به رختخواب بروید.

The toddler began to toddle around the room.

کودک خردسال شروع به راه رفتن در اتاق کرد.

She watched her little brother toddle towards her.

او برادر کوچکش را دید که به سمتش می‌آمد.

The baby started to toddle towards the toy.

نوزاد شروع به راه رفتن به سمت اسباب‌بازی کرد.

He let his child toddle along the path.

او اجازه داد که فرزندش در امتداد مسیر راه برود.

The toddler managed to toddle up the stairs.

کودک خردسال موفق شد از پله‌ها بالا برود.

She held onto the railing as she toddled down the steps.

او در حالی که از پله‌ها پایین می‌آمد، به نرده چنگ زد.

He taught his daughter how to toddle by holding her hands.

او به دخترش یاد داد که چگونه با گرفتن دستش راه برود.

The puppy tried to toddle after its owner.

سگ کوچولو سعی کرد که با صاحبش راه برود.

The little girl's first steps were a hesitant toddle.

قدم‌های اول دختر کوچولو یک راه رفتن محتاطانه بود.

The toddler's toddle turned into a run as she chased the butterfly.

راه رفتن کودک خردسال به دویدن تبدیل شد زیرا او دنبال پروانه می‌دوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید