| جمع | toerags |
you toerag
تو یک توراگی
silly toerag
توراگی گوشهدار
bloody toerag
توراگی خونی
that toerag
این توراگی
stupid toerag
توراگی بیخیال
damned toerag
توراگی محکوم
toerags everywhere
توراگیها در هر جا
that bloody toerag
این توراگی خونی
toerag neighbor
همسایه توراگی
toerag behavior
رفتار توراگی
you toerag! how could you steal my wallet like that?
تو یک بزدل! چگونه میتوانی گیتکارت من را به این شکل بگیری؟
he's an absolute toerag who lies to everyone without remorse.
او یک بزدل کامل است که بدون هیچ شرمی به همه دروغ میگوید.
that dirty toerag cheated me out of my hard-earned money.
آن بزدل کثیف من را از پول کاری که کردم غیبت کرد.
what a miserable toerag, always complaining about everything.
چه بزدلی بدبخت! همیشه درباره هر چیز شکایت میکند.
she's a selfish toerag who never thinks about others.
او یک بزدل خودخواه است که هرگز درباره دیگران فکر نمیکند.
that lying toerag promised to help but never showed up.
آن بزدل دروغگو قول کمک داد اما هرگز نیامد.
the thieving toerag was caught stealing from the store.
آن بزدل سرقتکار در حال سرقت از فروشگاه دستگیر شد.
you contemptible toerag! i trusted you completely.
تو یک بزدل ناپسند! من به طور کامل تو را اعتماد داشتم.
that sneaking toerag was spreading rumors behind my back.
آن بزدل که در پشت پرده من اطلاعات نادرستی را پخش میکرد.
don't be such a stupid toerag and think before you act.
نباشی چنین بزدلی بیخرد و قبل از اقدام فکر کن.
what an arrogant toerag, thinking he's better than everyone.
چه بزدلی خودخواه! فکر میکند خودش بهتر از همه است.
that toerag needs to learn some manners and respect others.
آن بزدل باید یاد بگیرد چه رفتارهایی داشته باشد و دیگران را احترام بگذارد.
you toerag
تو یک توراگی
silly toerag
توراگی گوشهدار
bloody toerag
توراگی خونی
that toerag
این توراگی
stupid toerag
توراگی بیخیال
damned toerag
توراگی محکوم
toerags everywhere
توراگیها در هر جا
that bloody toerag
این توراگی خونی
toerag neighbor
همسایه توراگی
toerag behavior
رفتار توراگی
you toerag! how could you steal my wallet like that?
تو یک بزدل! چگونه میتوانی گیتکارت من را به این شکل بگیری؟
he's an absolute toerag who lies to everyone without remorse.
او یک بزدل کامل است که بدون هیچ شرمی به همه دروغ میگوید.
that dirty toerag cheated me out of my hard-earned money.
آن بزدل کثیف من را از پول کاری که کردم غیبت کرد.
what a miserable toerag, always complaining about everything.
چه بزدلی بدبخت! همیشه درباره هر چیز شکایت میکند.
she's a selfish toerag who never thinks about others.
او یک بزدل خودخواه است که هرگز درباره دیگران فکر نمیکند.
that lying toerag promised to help but never showed up.
آن بزدل دروغگو قول کمک داد اما هرگز نیامد.
the thieving toerag was caught stealing from the store.
آن بزدل سرقتکار در حال سرقت از فروشگاه دستگیر شد.
you contemptible toerag! i trusted you completely.
تو یک بزدل ناپسند! من به طور کامل تو را اعتماد داشتم.
that sneaking toerag was spreading rumors behind my back.
آن بزدل که در پشت پرده من اطلاعات نادرستی را پخش میکرد.
don't be such a stupid toerag and think before you act.
نباشی چنین بزدلی بیخرد و قبل از اقدام فکر کن.
what an arrogant toerag, thinking he's better than everyone.
چه بزدلی خودخواه! فکر میکند خودش بهتر از همه است.
that toerag needs to learn some manners and respect others.
آن بزدل باید یاد بگیرد چه رفتارهایی داشته باشد و دیگران را احترام بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید