tonifying

[ایالات متحده]/ˈtɒnɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɑːnɪfaɪɪŋ/

ترجمه

v.تقویت کردن، احیا کردن یا نیرو بخشیدن؛ بهبود عملکرد یک اندام یا سیستم
adj.دارای ویژگی تقویت یا نیرو بخشیدن؛ مغذی
n.عمل یا فرآیند تقویت یا تغذیه؛ یک ماده تونیک یا بازسازنده

عبارات و ترکیب‌ها

tonifying herbs

گیاهان تقویت کننده

tonifying medicine

داروی تقویت کننده

tonifying effect

اثر تقویت کننده

tonifying property

ویژگی تقویت کننده

tonifying formula

فرمول تقویت کننده

tonifying treatment

درمان تقویت کننده

tonifying tea

چای تقویت کننده

tonifying soup

سوپ تقویت کننده

tonifying food

غذاهای تقویت کننده

tonifying regimen

رژیم غذایی تقویت کننده

جملات نمونه

traditional chinese medicine practitioners often recommend tonifying herbs for patients with chronic fatigue.

متخصصان طب سنتی چینی اغلب گیاهان تقویت کننده را برای بیمارانی که از خستگی مزمن رنج می برند توصیه می کنند.

this soup has excellent tonifying properties that help strengthen the immune system.

این سوپ دارای خواص تقویت کننده عالی است که به تقویت سیستم ایمنی کمک می کند.

the doctor prescribed a tonifying treatment to restore her depleted energy levels.

پزشک یک درمان تقویت کننده برای بازگرداندن سطح انرژی کم او تجویز کرد.

many elderly people benefit from regular consumption of tonifying foods during winter months.

بسیاری از افراد مسن از مصرف منظم غذاهای تقویت کننده در ماه های زمستان بهره مند می شوند.

the herbal formula contains several tonifying ingredients known to support kidney health.

این فرمول گیاهی حاوی چندین ترکیب تقویت کننده است که برای حمایت از سلامت کلیه شناخته شده است.

practitioners recommend this tonifying tea for individuals recovering from illness.

متخصصان این چای تقویت کننده را برای افرادی که در حال بهبودی از بیماری هستند توصیه می کنند.

regular consumption of tonifying broth can help balance the body's yin and yang energies.

مصرف منظم آبگوشت تقویت کننده می تواند به تعادل انرژی یین و یانگ بدن کمک کند.

the tonifying effects of ginseng have been studied extensively in clinical research.

اثرات تقویت کننده جینسنگ به طور گسترده در تحقیقات بالینی مورد مطالعه قرار گرفته است.

this ancient recipe includes tonifying elements that promote overall vitality and wellness.

این دستور العمل باستانی شامل عناصر تقویت کننده ای است که به طور کلی باعث افزایش نشاط و سلامتی می شود.

patients often ask about tonifying supplements that can improve their energy and stamina.

بیماران اغلب در مورد مکمل های تقویت کننده ای که می توانند انرژی و استقامت آنها را بهبود بخشند سؤال می کنند.

the tonifying function of certain mushrooms makes them popular in traditional healing practices.

عملکرد تقویت کننده برخی قارچ ها باعث محبوبیت آنها در روش های درمانی سنتی می شود.

traditional chinese medicine emphasizes tonifying qi to maintain optimal health throughout life.

طب سنتی چینی بر تقویت چی برای حفظ سلامت بهینه در طول زندگی تأکید دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید