transferer

[ایالات متحده]/trænsˈfɜːrə/
[بریتانیا]/trænsˈfɜrər/

ترجمه

n. کسی که حقوق یا املاک را منتقل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

transferer funds

دریافت وجه

transferer account

حساب انتقال دهنده

transferer details

جزئیات انتقال دهنده

transferer process

فرآیند انتقال دهنده

transferer service

خدمات انتقال دهنده

transferer request

درخواست انتقال دهنده

transferer method

روش انتقال دهنده

transferer information

اطلاعات انتقال دهنده

transferer fees

کارمزد انتقال دهنده

transferer confirmation

تایید انتقال دهنده

جملات نمونه

we need to transferer the files to the new server.

ما نیاز داریم فایل‌ها را به سرور جدید منتقل کنیم.

can you transferer the funds to my account?

آیا می‌توانید وجوه را به حساب من منتقل کنید؟

the company will transferer the ownership of the property.

شرکت مالکیت ملک را به نام شخص دیگری منتقل خواهد کرد.

he decided to transferer to a different department.

او تصمیم گرفت به یک بخش دیگر منتقل شود.

it is important to transferer data securely.

انتقال داده‌ها به صورت امن مهم است.

she will transferer her knowledge to the new employees.

او دانش خود را به کارمندان جدید منتقل خواهد کرد.

the school plans to transferer students to another campus.

مدرسه قصد دارد دانش آموزان را به پردیس دیگر منتقل کند.

they need to transferer the equipment before the deadline.

آنها باید تجهیزات را قبل از مهلت مقرر منتقل کنند.

he will transferer the responsibility to his assistant.

او مسئولیت را به دستیار خود منتقل خواهد کرد.

we must transferer the data before the system upgrade.

ما باید داده‌ها را قبل از ارتقاء سیستم منتقل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید