triphammer

[ایالات متحده]/ˈtrɪpˌhæmə/
[بریتانیا]/ˈtrɪpˌhæmər/

ترجمه

n. چکش برقی بزرگ; مالتی برقی بزرگ
adj. پیوسته مانند هاون
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

triphammer technique

تکنیک ضربه چکش

triphammer action

عمل ضربه چکش

triphammer effect

اثر ضربه چکش

triphammer design

طراحی ضربه چکش

triphammer mechanism

مکانیزم ضربه چکش

triphammer process

فرآیند ضربه چکش

triphammer operation

عملیات ضربه چکش

triphammer model

مدل ضربه چکش

triphammer system

سیستم ضربه چکش

triphammer tool

ابزار ضربه چکش

جملات نمونه

the blacksmith used a triphammer to shape the metal.

آهنگر از یک چکش سه سر برای شکل دادن به فلز استفاده کرد.

they installed a triphammer in the factory for heavy lifting.

آنها یک چکش سه سر در کارخانه برای بلند کردن اجسام سنگین نصب کردند.

the triphammer made the work much easier and faster.

چکش سه سر کار را بسیار آسان تر و سریع تر کرد.

with the triphammer, the production line became more efficient.

با استفاده از چکش سه سر، خط تولید کارآمدتر شد.

he learned to operate the triphammer during his apprenticeship.

او در طول دوره کارآموزی خود یاد گرفت که چگونه چکش سه سر را کار کند.

the sound of the triphammer echoed through the workshop.

صدای چکش سه سر در سراسر کارگاه طنین انداز شد.

using a triphammer requires skill and precision.

استفاده از چکش سه سر نیاز به مهارت و دقت دارد.

they demonstrated the power of the triphammer at the exhibition.

آنها قدرت چکش سه سر را در نمایشگاه به نمایش گذاشتند.

the triphammer is an essential tool in metalworking.

چکش سه سر یک ابزار ضروری در آهنگری است.

he adjusted the settings on the triphammer for better performance.

او تنظیمات چکش سه سر را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید