tripping

[ایالات متحده]/'trɪpɪŋ/
[بریتانیا]/'trɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سبک و زنده؛ به نرمی جاری شدن
n. لغزش یا سقوط
v. به آرامی راه رفتن؛ به زمین خوردن (مانند لغزش)

عبارات و ترکیب‌ها

tripping hazard

خطر زمین خوردن

tripping point

نقطه خطر زمین خوردن

tripping over

زمین خوردن روی

tripping wire

سیم گیرنده

tripping circuit

مدار قطع کننده

tripping fee

هزینه جریمه

tripping effect

اثر زمین خوردن

tripping mechanism

مکانیزم زمین خوردن

tripping sound

صدای زمین خوردن

tripping light

نور هشدار دهنده

جملات نمونه

she is tripping over her own feet while dancing.

او در حالیکه در حال رقص است، روی پای خودش می‌ایستد.

he was tripping down the stairs when he lost his balance.

او در حالیکه از پله‌ها پایین می‌آمد، تعادلش را از دست داد.

tripping on the sidewalk can cause serious injuries.

افتادن روی پیاده‌رو می‌تواند باعث آسیب جدی شود.

the dog kept tripping her as she walked.

سگ مدام باعث زمین خوردن او در حین راه رفتن می‌شد.

he was tripping through the park, enjoying the sunny day.

او در حال قدم زدن در پارک بود و از روز آفتابی لذت می‌برد.

they were tripping in laughter during the movie.

آنها در طول فیلم از خنده ریسه می‌رفتند.

she felt like she was tripping on air during the performance.

او احساس می‌کرد در طول اجرا روی هوا می‌ایستد.

he was tripping over his words while giving the speech.

او در حین ایراد سخنرانی، کلماتش را به هم می‌ریخت.

tripping over old memories can be bittersweet.

یادآوری خاطرات قدیمی می‌تواند شیرین و تلخ باشد.

she was tripping the light fantastic at the party.

او در مهمانی به شایستگی و با نشاط می‌رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید