pickup truck
کامیون وانت
delivery truck
کامیون تحویل
fire truck
کامیون آتشنشانی
dump truck
کامیون خاکی
heavy truck
تریلی سنگین
truck driver
راننده کامیون
light truck
کامیون سبک
forklift truck
تریلی لیفتراک
by truck
با کامیون
truck tire
لاستیک کامیون
garbage truck
ماشین زبالهسوز
fork-lift truck
کامیون بالابر
truck scale
باسکول کامیون
truck crane
جرثقیل کامیونی
lift truck
لیفتراک
tow truck
یدک کش
cement truck
کامیون سیمان
tank truck
کامیون مخزن
radial truck
کامیون شعاعی
fork truck
چنگال روباتیک
fork lift truck
چنگال روباتیک
The truck was bogged.
کامیون در گل گیر کرده بود.
truck drivers; truck transport.
رانندگان کامیون؛ حمل و نقل کامیون.
The truck ground to a stop.
کامیون به تدریج متوقف شد.
the truck was blown to kingdom come.
کامیون به کام مرگ فرستاده شد.
the truck was beyond repair .
کامیون غیرقابل تعمیر بود.
a truck that corners poorly.
یک کامیون که به طور ضعیف در پیچ ها حرکت می کند.
The truck was sent to carry lumber.
کامیون برای حمل چوب ارسال شد.
Truck after truck was set ablaze as the fire spread.
کامیون به کامیون در حال سوختن بود زیرا آتش گسترش یافت.
Overland trucks carry food to market.
کامیونهای زمینی غذا را به بازار میبرند.
A truck rammed a motorbike.
یک کامیون به یک موتورسیکلت برخورد کرد.
trucks stuck in the lorry blockade.
کامیونهای گرفتار در محاصره کامیونها.
a truck containing a detachment of villagers.
یک کامیون حاوی گروهی از اهالی روستا.
a forklift truck with a fail-safe device.
یک چرخ دستی کاوی با یک دستگاه ایمنی.
the truck was grinding slowly up the hill.
کامیون به آرامی در حال بالا رفتن از تپه بود.
the trucks gave a smooth ride.
کامیون ها یک سفر روان ارائه دادند.
a catering truck at the tail of the convoy.
یک کامیون پذیرایی در انتهای کاروان.
the food was trucked to St Petersburg.
غذا با کامیون به سن پترزبورگ ارسال شد.
Include me in what? Is there a plot afoot? I'll have no truck with plots.
من در چه چیزی دخالت دارم؟ آیا طرحی در جریان است؟ من با طرح ها مخالفم.
منبع: The Big Bang Theory Season 4The man jumped aside to dodge the speeding truck.
مرد کنار رفت تا از کامیون در حال حرکت دوری کند.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.Yeah. I can't get you a tow truck tonight.
بله. امشب نمیتوانم یک کامیون یدک برایت گیر کنم.
منبع: Our Day This Season 1I'd need a truck to follow me.
من به یک کامیون نیاز دارم تا دنبالم بیاید.
منبع: CNN 10 Student English December 2019 CollectionTry getting that truck down the mountain.
سعی کن آن کامیون را از کوه پایین ببری.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 CompilationSo, um, will you bring the truck?
پس، اممم، آیا کامیون را میآوری؟
منبع: Volume 3Although they state other companies also use red trucks.
با این حال، آنها می گویند سایر شرکت ها نیز از کامیون های قرمز استفاده می کنند.
منبع: CNN 10 Student English January 2019 CollectionFor another shot, they actually flipped a truck over.
برای شلیک بعدی، آنها در واقع یک کامیون را واژگون کردند.
منبع: Selected Film and Television NewsHow are you Frank, I like your truck.
خوبی فرانك؟ من کامیون شما را دوست دارم.
منبع: The cutest little spider, Lucas.It damaged many homes, boats, cars and trucks.
این به بسیاری از خانه ها، قایق ها، ماشین ها و کامیون ها آسیب رساند.
منبع: This month VOA Special Englishpickup truck
کامیون وانت
delivery truck
کامیون تحویل
fire truck
کامیون آتشنشانی
dump truck
کامیون خاکی
heavy truck
تریلی سنگین
truck driver
راننده کامیون
light truck
کامیون سبک
forklift truck
تریلی لیفتراک
by truck
با کامیون
truck tire
لاستیک کامیون
garbage truck
ماشین زبالهسوز
fork-lift truck
کامیون بالابر
truck scale
باسکول کامیون
truck crane
جرثقیل کامیونی
lift truck
لیفتراک
tow truck
یدک کش
cement truck
کامیون سیمان
tank truck
کامیون مخزن
radial truck
کامیون شعاعی
fork truck
چنگال روباتیک
fork lift truck
چنگال روباتیک
The truck was bogged.
کامیون در گل گیر کرده بود.
truck drivers; truck transport.
رانندگان کامیون؛ حمل و نقل کامیون.
The truck ground to a stop.
کامیون به تدریج متوقف شد.
the truck was blown to kingdom come.
کامیون به کام مرگ فرستاده شد.
the truck was beyond repair .
کامیون غیرقابل تعمیر بود.
a truck that corners poorly.
یک کامیون که به طور ضعیف در پیچ ها حرکت می کند.
The truck was sent to carry lumber.
کامیون برای حمل چوب ارسال شد.
Truck after truck was set ablaze as the fire spread.
کامیون به کامیون در حال سوختن بود زیرا آتش گسترش یافت.
Overland trucks carry food to market.
کامیونهای زمینی غذا را به بازار میبرند.
A truck rammed a motorbike.
یک کامیون به یک موتورسیکلت برخورد کرد.
trucks stuck in the lorry blockade.
کامیونهای گرفتار در محاصره کامیونها.
a truck containing a detachment of villagers.
یک کامیون حاوی گروهی از اهالی روستا.
a forklift truck with a fail-safe device.
یک چرخ دستی کاوی با یک دستگاه ایمنی.
the truck was grinding slowly up the hill.
کامیون به آرامی در حال بالا رفتن از تپه بود.
the trucks gave a smooth ride.
کامیون ها یک سفر روان ارائه دادند.
a catering truck at the tail of the convoy.
یک کامیون پذیرایی در انتهای کاروان.
the food was trucked to St Petersburg.
غذا با کامیون به سن پترزبورگ ارسال شد.
Include me in what? Is there a plot afoot? I'll have no truck with plots.
من در چه چیزی دخالت دارم؟ آیا طرحی در جریان است؟ من با طرح ها مخالفم.
منبع: The Big Bang Theory Season 4The man jumped aside to dodge the speeding truck.
مرد کنار رفت تا از کامیون در حال حرکت دوری کند.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.Yeah. I can't get you a tow truck tonight.
بله. امشب نمیتوانم یک کامیون یدک برایت گیر کنم.
منبع: Our Day This Season 1I'd need a truck to follow me.
من به یک کامیون نیاز دارم تا دنبالم بیاید.
منبع: CNN 10 Student English December 2019 CollectionTry getting that truck down the mountain.
سعی کن آن کامیون را از کوه پایین ببری.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 CompilationSo, um, will you bring the truck?
پس، اممم، آیا کامیون را میآوری؟
منبع: Volume 3Although they state other companies also use red trucks.
با این حال، آنها می گویند سایر شرکت ها نیز از کامیون های قرمز استفاده می کنند.
منبع: CNN 10 Student English January 2019 CollectionFor another shot, they actually flipped a truck over.
برای شلیک بعدی، آنها در واقع یک کامیون را واژگون کردند.
منبع: Selected Film and Television NewsHow are you Frank, I like your truck.
خوبی فرانك؟ من کامیون شما را دوست دارم.
منبع: The cutest little spider, Lucas.It damaged many homes, boats, cars and trucks.
این به بسیاری از خانه ها، قایق ها، ماشین ها و کامیون ها آسیب رساند.
منبع: This month VOA Special Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید