truing

[ایالات متحده]/ˈtruːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtruːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل واقعی یا دقیق کردن چیزی؛ تنظیم یا تصحیح دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

truing a wheel

تنظیم چرخ

truing a line

تنظیم خط

truing the frame

تنظیم قاب

truing the path

تنظیم مسیر

truing the surface

تنظیم سطح

truing the edges

تنظیم لبه‌ها

truing the alignment

تنظیم تراز

truing the balance

تنظیم تعادل

truing the settings

تنظیمات

truing the angle

تنظیم زاویه

جملات نمونه

truing the wheel is essential for a smooth ride.

تنظیم چرخ برای داشتن یک رانندگی نرم ضروری است.

the technician spent hours truing the bicycle's rims.

تکنسین ساعت‌ها برای تنظیم لبه‌های طوقه دوچرخه وقت گذاشت.

he is truing the alignment of the machine parts.

او در حال تنظیم تراز قطعات ماشین است.

truing the edges of the table will improve its appearance.

تنظیم لبه‌های میز باعث بهبود ظاهر آن می‌شود.

she focused on truing her skills in woodworking.

او بر روی تقویت مهارت‌های خود در نجاری تمرکز کرد.

truing the guitar strings is necessary for the best sound.

تنظیم سیم‌های گیتار برای داشتن بهترین صدا ضروری است.

he is truing the alignment of the car wheels.

او در حال تنظیم تراز چرخ‌های ماشین است.

truing the path of the project will lead to success.

تنظیم مسیر پروژه منجر به موفقیت خواهد شد.

she is truing her focus on achieving her goals.

او در حال متمرکز کردن توجه خود بر دستیابی به اهدافش است.

truing the narrative is crucial for a compelling story.

تنظیم روایت برای یک داستان جذاب بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید