tumidity

[ایالات متحده]/tjuːˈmɪdəti/
[بریتانیا]/tuːˈmɪdəti/

ترجمه

n. حالت ورم یا بزرگ شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high tumidity

tumidity بالا

low tumidity

tumidity پایین

relative tumidity

tumidity نسبی

absolute tumidity

tumidity مطلق

air tumidity

tumidity هوایی

humidity tumidity

tumidity رطوبتی

increased tumidity

tumidity افزایش یافته

decreased tumidity

tumidity کاهش یافته

environmental tumidity

tumidity محیطی

tropical tumidity

tumidity استوایی

جملات نمونه

the tumidity of the air made it feel much hotter.

هوای شرجی باعث شد احساس گرما بیشتری کند.

high tumidity can affect your health.

شرجی زیاد می تواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.

farmers monitor tumidity levels for crop growth.

کشاورزان سطح رطوبت هوا را برای رشد محصول بررسی می کنند.

the tumidity in the rainforest supports diverse ecosystems.

رطوبت هوا در جنگل بارانی از اکوسیستم های متنوع پشتیبانی می کند.

excessive tumidity can lead to mold growth.

رطوبت بیش از حد می تواند منجر به رشد کپک شود.

he complained about the tumidity during the summer.

او در طول تابستان در مورد رطوبت هوا شکایت کرد.

the meteorologist reported high tumidity levels this week.

هواشناس این هفته گزارش بالایی از رطوبت هوا را گزارش کرد.

increased tumidity can make breathing difficult.

افزایش رطوبت هوا می تواند تنفس را دشوار کند.

they installed a dehumidifier to reduce tumidity.

آنها یک رطوبت‌زدا نصب کردند تا رطوبت هوا را کاهش دهند.

the tumidity of the soil is crucial for plant health.

رطوبت خاک برای سلامت گیاهان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید