turfed

[ایالات متحده]/tɜːft/
[بریتانیا]/tɜrft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چمن یا خاکی که برای پوشاندن سطح استفاده می‌شود
vt. پوشاندن با چمن

عبارات و ترکیب‌ها

turfed out

بیرون رانده شدن

turfed away

دور رانده شدن

turfed in

وارد کردن

turfed up

بیرون آوردن

turfed off

دور انداختن

turfed over

روی آن انداختن

turfed down

پایین انداختن

turfed around

چکاندن

turfed back

پس انداختن

turfed aside

کنار انداختن

جملات نمونه

the team was turfing the old grass to make way for new sod.

تیم در حال چیدن چمن‌های قدیمی برای جایگزینی با چمن جدید بود.

after the renovation, they turf the backyard with fresh grass.

پس از بازسازی، آن‌ها چمن حیاط پشتی را با چمن تازه پوشاندند.

he felt turfing the field was necessary for better play.

او احساس می‌کرد که چیدن چمن زمین برای بازی بهتر ضروری است.

the city plans to turf the park to improve its appearance.

شهرداری قصد دارد پارک را چمن کاری کند تا ظاهر آن را بهبود بخشد.

they are turfing the area to prevent weeds from growing.

آنها در حال چمن کاری منطقه برای جلوگیری از رشد علف‌های هرز هستند.

we need to turf the playground before the summer camp starts.

ما باید زمین بازی را قبل از شروع کمپ تابستانی چمن کاری کنیم.

the landscapers are turfing the front yard with low-maintenance grass.

محوطه سازان در حال چمن کاری حیاط جلو با چمن کم نگهداری هستند.

she decided to turf the garden to create a neat look.

او تصمیم گرفت باغ را چمن کاری کند تا ظاهری مرتب ایجاد کند.

they will turf the football field to ensure a safe playing surface.

آنها زمین فوتبال را چمن کاری خواهند کرد تا از یک سطح بازی ایمن اطمینان حاصل کنند.

the club is turfing the area around the pool for a better aesthetic.

باشگاه در حال چمن کاری منطقه اطراف استخر برای داشتن ظاهری بهتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید