twenty-five

[ایالات متحده]/ˈtwenti faɪv/
[بریتانیا]/ˈtwenti faɪv/

ترجمه

num. عدد ۲۵
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

twenty-five dollars

بیست و پنج دلار

twenty-five years

بیست و پنج سال

twenty-five percent

بیست و پنج درصد

twenty-five times

بیست و پنج بار

at twenty-five

در بیست و پنج

twenty-five cents

بیست و پنج سنت

twenty-five degrees

بیست و پنج درجه

twenty-five now

بیست و پنج حالا

twenty-five years old

بیست و پنج ساله

twenty-five each

بیست و پنج هر کدام

جملات نمونه

i have twenty-five dollars to spend on a new book.

من بیست و پنج دلار برای خرید یک کتاب جدید دارم.

the team needed twenty-five points to win the game.

تیم برای بردن بازی به بیست و پنج امتیاز نیاز داشت.

she turned twenty-five years old last month.

او ماه گذشته بیست و پنج ساله شد.

there were twenty-five students in the classroom.

بیست و پنج دانش آموز در کلاس درس حضور داشتند.

he scored twenty-five goals throughout the season.

او در طول فصل بیست و پنج گل به ثمر رساند.

the survey included twenty-five different questions.

نظرسنجی شامل بیست و پنج سوال مختلف بود.

we need twenty-five volunteers for the event.

ما به بیست و پنج داوطلب برای این رویداد نیاز داریم.

the package weighed twenty-five pounds.

بسته وزنی معادل بیست و پنج پوند داشت.

the restaurant has twenty-five items on the menu.

رستوران بیست و پنج آیتم در منو دارد.

it took twenty-five minutes to drive to the city center.

رانندگی تا مرکز شهر بیست و پنج دقیقه طول کشید.

the building has twenty-five floors.

ساختمان بیست و پنج طبقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید