thumb twiddlers
تغییر دهندههای انگشت
radio twiddlers
تغییر دهندههای رادیو
knob twiddlers
تغییر دهندههای مهره
dial twiddlers
تغییر دهندههای چرخ
keyboard twiddlers
تغییر دهندههای کیبورد
those twiddlers
این تغییر دهندهها
the twiddlers
این تغییر دهندهها
our twiddlers
تغییر دهندههای ما
avid twiddlers
تغییر دهندههای علاقه مند
professional twiddlers
تغییر دهندههای حرفهای
radio twiddlers spent the afternoon adjusting their controls.
کسانی که با رادیو کلونک زدند، بعدازظهر را در تنظیم کنترلهای خود گذراندند.
office twiddlers often fidget with pens during meetings.
کسانی که در دفتر کلونک میزدند، اغلب در جلسات با قلمهایشان کلونک میزدند.
the musician was a notorious pen twiddler during rehearsals.
موسیقیدان در حین تمرینها به خوبی شناخته شده بود که با قلم کلونک میزد.
gadget twiddlers can fix almost anything with their skills.
کسانی که با دستگاههای الکترونیکی کلونک میزدند، با مهارتهایشان تقریباً هر چیزی را تعمیر میکردند.
keyboard twiddlers develop incredible typing speed over time.
کسانی که با کیبورد کلونک میزدند، با گذشت زمان سرعت تایپ شگفتانگیزی را توسعه میدادند.
old radio twiddlers collectors met at the annual convention.
جمعی که از جمعآوری کلونکزنان قدیمی رادیو شناخته میشود، در کنفرانس سالانه جمع شدند.
professional twiddlers in the tech industry love testing new devices.
کلونکزنان حرفهای در صنعت فناوری دوست دارند دستگاههای جدید را آزمایش کنند.
coffee shop twiddlers sat for hours playing with their phones.
کلونکزنان کافه، ساعاتی روی تلفنهایشان بازی میکردند.
the twiddlers association published their monthly newsletter recently.
جمعیت کلونکزنان اخیراً خبرنامه ماهیانهشان را منتشر کردند.
experimental twiddlers often discover new things while testing limits.
کلونکزنان آزمایشگر اغلب چیزهای جدیدی را در حین آزمایش محدودیتها کشف میکنند.
remote control twiddlers compete in national championships every year.
کلونکزنان کنترلهای دور از راه دور هر سال در رقابتهای قومی شرکت میکنند.
the engineering team are all enthusiastic twiddlers by nature.
تیم مهندسی از طبیعتشان عاشق کلونکزدن هستند.
thumb twiddlers is a term for people who waste time aimlessly.
کلونکزنان انگشت، یک عبارت برای افرادی است که زمان را به طور غیرهدفمند هدر میدهند.
vintage electronics twiddlers prefer analog controls over digital ones.
کلونکزنان الکترونیکهای قدیمی بیشتر به کنترلهای آنالوگ نسبت به دیجیتالیها علاقه دارند.
thumb twiddlers
تغییر دهندههای انگشت
radio twiddlers
تغییر دهندههای رادیو
knob twiddlers
تغییر دهندههای مهره
dial twiddlers
تغییر دهندههای چرخ
keyboard twiddlers
تغییر دهندههای کیبورد
those twiddlers
این تغییر دهندهها
the twiddlers
این تغییر دهندهها
our twiddlers
تغییر دهندههای ما
avid twiddlers
تغییر دهندههای علاقه مند
professional twiddlers
تغییر دهندههای حرفهای
radio twiddlers spent the afternoon adjusting their controls.
کسانی که با رادیو کلونک زدند، بعدازظهر را در تنظیم کنترلهای خود گذراندند.
office twiddlers often fidget with pens during meetings.
کسانی که در دفتر کلونک میزدند، اغلب در جلسات با قلمهایشان کلونک میزدند.
the musician was a notorious pen twiddler during rehearsals.
موسیقیدان در حین تمرینها به خوبی شناخته شده بود که با قلم کلونک میزد.
gadget twiddlers can fix almost anything with their skills.
کسانی که با دستگاههای الکترونیکی کلونک میزدند، با مهارتهایشان تقریباً هر چیزی را تعمیر میکردند.
keyboard twiddlers develop incredible typing speed over time.
کسانی که با کیبورد کلونک میزدند، با گذشت زمان سرعت تایپ شگفتانگیزی را توسعه میدادند.
old radio twiddlers collectors met at the annual convention.
جمعی که از جمعآوری کلونکزنان قدیمی رادیو شناخته میشود، در کنفرانس سالانه جمع شدند.
professional twiddlers in the tech industry love testing new devices.
کلونکزنان حرفهای در صنعت فناوری دوست دارند دستگاههای جدید را آزمایش کنند.
coffee shop twiddlers sat for hours playing with their phones.
کلونکزنان کافه، ساعاتی روی تلفنهایشان بازی میکردند.
the twiddlers association published their monthly newsletter recently.
جمعیت کلونکزنان اخیراً خبرنامه ماهیانهشان را منتشر کردند.
experimental twiddlers often discover new things while testing limits.
کلونکزنان آزمایشگر اغلب چیزهای جدیدی را در حین آزمایش محدودیتها کشف میکنند.
remote control twiddlers compete in national championships every year.
کلونکزنان کنترلهای دور از راه دور هر سال در رقابتهای قومی شرکت میکنند.
the engineering team are all enthusiastic twiddlers by nature.
تیم مهندسی از طبیعتشان عاشق کلونکزدن هستند.
thumb twiddlers is a term for people who waste time aimlessly.
کلونکزنان انگشت، یک عبارت برای افرادی است که زمان را به طور غیرهدفمند هدر میدهند.
vintage electronics twiddlers prefer analog controls over digital ones.
کلونکزنان الکترونیکهای قدیمی بیشتر به کنترلهای آنالوگ نسبت به دیجیتالیها علاقه دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید