twit

[ایالات متحده]/twɪt/
[بریتانیا]/twɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق; بی‌خود; ساده‌لوح

vt. انتقاد کردن; تمسخر کردن; استهزا کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtwitting
جمعtwits
شکل سوم شخص مفردtwits
قسمت سوم فعلtwitted
زمان گذشتهtwitted

عبارات و ترکیب‌ها

silly twit

ابله احمق

annoying twit

ابله آزاردهنده

جملات نمونه

we're in a twit about your visit.

ما در مورد بازدید شما در وضعیت بدی قرار داریم.

Stop messing around, you silly twit!

دیگه بازی نکن، تو بامزه احمق!

Between you and me I think that new supervisor is a twit.

بین من و شما فکر می‌کنم آن مدیر جدید احمق است.

She called him a twit for forgetting her birthday.

او او را به خاطر فراموش کردن تولدش تویت صدا زد.

He's such a twit, always making silly jokes.

او خیلی احمق است، همیشه شوخی‌های مسخره می‌کند.

Don't be a twit, just apologize.

نباش یک احمق، فقط عذرخواهی کن.

I can't believe you fell for that twit's lies.

نمی‌توانم باور کنم که فریب دروغ‌های آن احمق را خوردید.

She's a bit of a twit when it comes to technology.

او در مورد فناوری کمی احمق است.

He's always acting like a twit to get attention.

او همیشه برای جلب توجه مانند یک احمق رفتار می‌کند.

I can't stand that twit in our class.

نمی‌توانم آن احمق را در کلاس ما تحمل کنم.

Stop being such a twit and take this seriously.

دیگه آنقدر احمق نباشید و این را جدی بگیرید.

She's just a harmless twit, don't take her seriously.

او فقط یک احمق بی‌خطر است، او را جدی نگیرید.

He's a twit for believing everything he reads online.

او به خاطر باور کردن همه چیزهایی که آنلاین می‌خواند، احمق است.

نمونه‌های واقعی

" Because you are not a complete twit."

از آنجایی که شما یک ابله کامل نیستید.

منبع: A man named Ove decides to die.

As for the tots, they're twits.

در مورد بچه‌ها، آنها افراد احمق هستند.

منبع: Classic movies

It twitted that it is a worthless decision from an illegal government.

این توییت کرد که تصمیم یک تصمیم بی‌ارزش از یک دولت غیرقانونی است.

منبع: BBC Listening Collection December 2013

Mr.Dorsey said in a twit that he wanted to reinvest in people.

آقای دورسی در یک توییت گفت که می‌خواست دوباره در مردم سرمایه‌گذاری کند.

منبع: BBC Listening Compilation October 2015

She is now facing police interrogation over similar twits. The signs are not good.

او اکنون در حال مواجهه با بازجوی پلیس به دلیل توییت‌های مشابه است. نشانه‌ها خوب نیستند.

منبع: BBC Listening Collection November 2014

Irina Rodnina twitted a photo-collage showing an unidentified hand offering the US President a banana.

ایرینا رودنினா یک عکس-مجموعه را توییت کرد که نشان می‌دهد یک دست ناشناس در حال پیشنهاد موز به رئیس‌جمهور ایالات متحده است.

منبع: BBC Listening September 2013 Collection

In one of his first twits, Mr. Snowden described himself as just a citizen with voice.

در یکی از اولین توییت‌های خود، آقای اسنویدن خود را فقط یک شهروند با صدا توصیف کرد.

منبع: BBC Listening Compilation October 2015

Users twit a payment request to ask money and they twit to the destination confirming payment throughout the world to see.

کاربران یک درخواست پرداخت برای درخواست پول توییت می‌کنند و به مقصد توییت می‌کنند تا پرداخت را در سراسر جهان تأیید کنند.

منبع: AP Listening November 2014 Collection

Oh, for god sakes, you bleached blonde twit. I'm not talking about me. I'm talking about you and Bradley.

خداییش، تو ابله بلوند رنگ شده، من در مورد خودم صحبت نمی‌کنم. من در مورد شما و بردلی صحبت می‌کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

I am just using regular psychology on the spineless, British twit.

من فقط از روانشناسی معمولی در مورد ابله بی‌اعصاب، انگلیسی استفاده می‌کنم.

منبع: Waste Material Alliance | Community

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید