umms

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. برای نشان دادن تردید، تأمل یا عدم قطعیت استفاده می‌شود.

جملات نمونه

Umm, let me think about it for a moment.

امم، اجازه دهید کمی در مورد آن فکر کنم.

She hesitated for a moment, umm, then made her decision.

او برای لحظه‌ای مکث کرد، امم، سپس تصمیم خود را گرفت.

Umm, I'm not sure if I can make it to the party.

امم، مطمئن نیستم که بتوانم به مهمانی بروم.

He paused for a moment, umm, before answering the question.

او برای لحظه‌ای مکث کرد، امم، قبل از پاسخ دادن به سؤال.

Umm, could you repeat that one more time, please?

امم، آیا می‌توانید آن را یک بار دیگر تکرار کنید، لطفاً؟

She said umm a few times before starting her presentation.

او چند بار امم گفت قبل از شروع ارائه خود.

Umm, I think we should consider all the options before making a decision.

امم، به نظر من باید قبل از تصمیم‌گیری تمام گزینه‌ها را در نظر بگیریم.

He always says umm when he's trying to remember something.

او همیشه وقتی سعی می‌کند چیزی را به یاد بیاورد، امم می‌گوید.

Umm, I'm not quite sure what you mean by that.

امم، دقیقاً مطمئن نیستم منظورتان از آن چیست.

She tends to say umm a lot when she's nervous.

او معمولاً وقتی عصبی است، زیاد امم می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید