unawarely

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈweəli/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈwɛrli/

ترجمه

adv. بدون آگاهی؛ ناخودآگاهانه یا نادانی؛ در حالت عدم تشخیص یا متوجه‌شدن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

pain unawarely

درد ناآگاهانه

unawarely harmful

ناآگاهانه مضر

unawarely dangerous

ناآگاهانه خطرناک

unawarely watching

ناآگاهانه تماشا کردن

unawarely listening

ناآگاهانه گوش دادن

unawarely present

ناآگاهانه حاضر بودن

unawarely asleep

ناآگاهانه در خواب

جملات نمونه

she unawarely watched the sunset, lost in her thoughts.

او ناخواسته غروب آفتاب را تماشا می‌کرد و در افکار خود غرق شده بود.

he unawarely agreed to the terms without reading the contract.

او ناخواسته با این شرایط موافقت کرد بدون اینکه قرارداد را بخواند.

the tourists unawarely wandered into the restricted area.

گردشگران ناخواسته وارد منطقه ممنوعه شدند.

we unawarely passed by the famous landmark twice.

ما ناخواسته دو بار از کنار بنای تاریخی معروف عبور کردیم.

they unawarely stood in the wrong line for hours.

آنها ساعت‌ها ناخواسته در صف اشتباه ایستادند.

the cat unawarely knocked over the vase while sleeping.

گربه ناخواسته در حالی که می‌خوابید، گلدان را واژگون کرد.

she unawarely smiled at the stranger who turned out to be her neighbor.

او ناخواسته به غریبه‌ای لبخند زد که معلوم شد همسایه اش است.

he unawarely drove past his own house twice.

او ناخواسته دو بار از کنار خانه‌اش عبور کرد.

the students unawarely copied the wrong chapter from the textbook.

دانشجویان ناخواسته فصل اشتباه را از کتاب درسی کپی کردند.

she unawarely signed the document without checking the date.

او ناخواسته بدون بررسی تاریخ، مدارک را امضا کرد.

the workers unawarely left the door unlocked overnight.

کارگران ناخواسته در طول شب در باز گذاشتند.

he unawarely nodded off during the important meeting.

او ناخواسته در طول جلسه مهم چرت زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید