uncalculated risk
ریسک محاسبهنشده
uncalculated move
حرکت محاسبهنشده
uncalculated loss
زیان محاسبهنشده
uncalculated gain
کسب محاسبهنشده
uncalculated decision
تصمیم محاسبهنشده
uncalculated action
اقدام محاسبهنشده
uncalculated effort
تلاش محاسبهنشده
uncalculated expense
هزینه محاسبهنشده
uncalculated outcome
نتیجه محاسبهنشده
uncalculated consequence
عواقب محاسبهنشده
his uncalculated risks led to unexpected consequences.
ریسکهای محاسبهنشده او منجر به عواقب غیرمنتظره شد.
she made an uncalculated decision in the heat of the moment.
او در اوج تنش تصمیمی غیرمحاسبهشده گرفت.
the uncalculated expenses surprised the project manager.
هزینههای غیرمحاسبهشده مدیر پروژه را غافلگیر کرد.
his uncalculated enthusiasm sometimes gets him into trouble.
اشتیاق غیرمحاسبهشده او گاهی اوقات او را در دردسر میاندازد.
they took uncalculated risks that jeopardized their safety.
آنها ریسکهای غیرمحاسبهشدهای انجام دادند که امنیت آنها را به خطر انداخت.
her uncalculated remarks offended several colleagues.
اظهارات غیرمحاسبهشده او باعث ناراحتی چندین همکار شد.
the uncalculated variables in the equation made it difficult to solve.
متغیرهای غیرمحاسبهشده در معادله حل آن را دشوار کرد.
his uncalculated approach to investing caused significant losses.
رویکرد غیرمحاسبهشده او به سرمایهگذاری باعث تلفات قابل توجهی شد.
they faced uncalculated challenges during the expedition.
آنها در طول экспедиция با چالشهای غیرمحاسبهشده روبرو شدند.
her uncalculated passion for the project inspired the team.
اشتیاق غیرمحاسبهشده او به پروژه الهامبخش تیم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید