uncast light
نور غیرمنتشر
uncast shadow
سایه غیرمنتشر
uncast role
نقش غیرمنتشر
uncast spell
جادوی غیرمنتشر
uncast net
تور غیرمنتشر
uncast form
فرم غیرمنتشر
uncast mold
قالب غیرمنتشر
uncast image
تصویر غیرمنتشر
uncast design
طراحی غیرمنتشر
uncast idea
ایده غیرمنتشر
they decided to uncast the movie after the lead actor dropped out.
آنها تصمیم گرفتند فیلم را پس از خروج بازیگر اصلی حذف کنند.
the project was uncast due to budget constraints.
این پروژه به دلیل محدودیتهای بودجه حذف شد.
after much deliberation, the director chose to uncast the entire cast.
پس از بحث و بررسی فراوان، کارگردان تصمیم گرفت کل بازیگران را حذف کند.
it’s rare for a successful show to uncast its main actors.
برای یک برنامه موفق، حذف بازیگران اصلی نادر است.
the film was uncast at the last minute, leaving everyone surprised.
فیلم در آخرین لحظه حذف شد که باعث تعجب همه شد.
they had to uncast the production due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند تولید را به دلیل شرایط پیش بینی نشده حذف کنند.
fans were disappointed when the series was uncast unexpectedly.
هواداران ناامید شدند وقتی سریال به طور غیرمنتظره ای حذف شد.
the uncast decision was made to focus on a new storyline.
تصمیم حذف برای تمرکز بر یک خط داستانی جدید اتخاذ شد.
producers often uncast actors if they don’t fit the role.
تولیدکنندگان اغلب بازیگرانی را حذف میکنند اگر با نقش مطابقت نداشته باشند.
after the scandal, the showrunners decided to uncast the lead.
پس از رسوایی، تهیهکنندگان تصمیم گرفتند بازیگر اصلی را حذف کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید