uncast

[ایالات متحده]/ʌnˈkɑːst/
[بریتانیا]/ʌnˈkæst/

ترجمه

adj. هنوز نقشی به او محول نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

uncast light

نور غیرمنتشر

uncast shadow

سایه غیرمنتشر

uncast role

نقش غیرمنتشر

uncast spell

جادوی غیرمنتشر

uncast net

تور غیرمنتشر

uncast form

فرم غیرمنتشر

uncast mold

قالب غیرمنتشر

uncast image

تصویر غیرمنتشر

uncast design

طراحی غیرمنتشر

uncast idea

ایده غیرمنتشر

جملات نمونه

they decided to uncast the movie after the lead actor dropped out.

آنها تصمیم گرفتند فیلم را پس از خروج بازیگر اصلی حذف کنند.

the project was uncast due to budget constraints.

این پروژه به دلیل محدودیت‌های بودجه حذف شد.

after much deliberation, the director chose to uncast the entire cast.

پس از بحث و بررسی فراوان، کارگردان تصمیم گرفت کل بازیگران را حذف کند.

it’s rare for a successful show to uncast its main actors.

برای یک برنامه موفق، حذف بازیگران اصلی نادر است.

the film was uncast at the last minute, leaving everyone surprised.

فیلم در آخرین لحظه حذف شد که باعث تعجب همه شد.

they had to uncast the production due to unforeseen circumstances.

آنها مجبور شدند تولید را به دلیل شرایط پیش بینی نشده حذف کنند.

fans were disappointed when the series was uncast unexpectedly.

هواداران ناامید شدند وقتی سریال به طور غیرمنتظره ای حذف شد.

the uncast decision was made to focus on a new storyline.

تصمیم حذف برای تمرکز بر یک خط داستانی جدید اتخاذ شد.

producers often uncast actors if they don’t fit the role.

تولیدکنندگان اغلب بازیگرانی را حذف می‌کنند اگر با نقش مطابقت نداشته باشند.

after the scandal, the showrunners decided to uncast the lead.

پس از رسوایی، تهیه‌کنندگان تصمیم گرفتند بازیگر اصلی را حذف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید