uncemented

[ایالات متحده]/ʌnˈsiː.men.tɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈsiː.men.tɪd/

ترجمه

adj. غیر سیمانی

عبارات و ترکیب‌ها

uncemented implant

ایمپلنت بدون سیمان

uncemented fixation

فیکساسیون بدون سیمان

uncemented prosthesis

پروتز بدون سیمان

uncemented joint

مفصل بدون سیمان

uncemented technique

تکنیک بدون سیمان

uncemented device

دستگاه بدون سیمان

uncemented stem

بدون ساقه سیمان

uncemented approach

رویکرد بدون سیمان

uncemented surgery

جراحی بدون سیمان

uncemented application

کاربرد بدون سیمان

جملات نمونه

the dentist recommended using uncemented crowns for better flexibility.

دندانپزشک توصیه کرد از روکش‌های بدون سیمان برای انعطاف‌پذیری بیشتر استفاده شود.

uncemented implants are often preferred for certain patients.

اغلب ایمپلنت‌های بدون سیمان برای برخی از بیماران ترجیح داده می‌شوند.

he chose uncemented flooring to allow for easier repairs.

او کفپوش بدون سیمان را انتخاب کرد تا تعمیرات آسان‌تر شود.

the uncemented joint allows for natural movement.

مفصل بدون سیمان اجازه می‌دهد تا حرکت طبیعی انجام شود.

they installed uncemented pipes to accommodate future modifications.

آنها لوله‌های بدون سیمان نصب کردند تا امکان تغییرات آینده فراهم شود.

uncemented structures can be disassembled easily.

ساختارهای بدون سیمان را می‌توان به راحتی جدا کرد.

the architect suggested uncemented walls for better insulation.

معمار دیوارهای بدون سیمان را برای عایق بهتر پیشنهاد کرد.

uncemented bases are useful in temporary installations.

پایه‌های بدون سیمان در نصب‌های موقت مفید هستند.

she preferred uncemented tiles for their ease of maintenance.

او کاشی‌های بدون سیمان را به دلیل سهولت در نگهداری ترجیح می‌داد.

uncemented connections can reduce stress on the materials.

اتصالات بدون سیمان می‌توانند استرس روی مواد را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید