unchaining potential
باز کردن پتانسیل
unchaining thoughts
باز کردن افکار
unchaining creativity
باز کردن خلاقیت
unchaining energy
باز کردن انرژی
unchaining freedom
باز کردن آزادی
unchaining dreams
باز کردن رویاها
unchaining fears
باز کردن ترسها
unchaining limits
باز کردن محدودیتها
unchaining progress
باز کردن پیشرفت
unchaining the potential within ourselves is essential for growth.
شكستن بالقوه درون خودمان برای رشد ضروری است.
unchaining creativity can lead to innovative solutions.
شكستن خلاقیت می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
she believes in unchaining her thoughts to express herself freely.
او معتقد است که با شكستن افكار خود می تواند آزادانه خود را بیان كند.
unchaining from past mistakes is crucial for a brighter future.
شكستن از اشتباهات گذشته برای آینده ای روشن بسیار مهم است.
the process of unchaining our fears can be liberating.
فرآیند شكستن ترس های ما می تواند آزاد كننده باشد.
unchaining the mind allows for new perspectives.
شكستن ذهن اجازه می دهد تا دیدگاه های جدیدی به دست آورد.
they focused on unchaining their potential through education.
آنها بر شكستن پتانسیل خود از طریق آموزش تمرکز کردند.
unchaining oneself from societal expectations can be empowering.
شكستن خود از انتظارات جامعه می تواند توانمند كننده باشد.
unchaining the spirit is essential for true happiness.
شكستن روح برای خوشبختی واقعی ضروری است.
he is unchaining his life by pursuing his passion.
او با دنبال كردن اشتیاق خود، زندگی خود را شكست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید