unchaining

[ایالات متحده]/ʌnˈtʃeɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈtʃeɪnɪŋ/

ترجمه

v. عمل آزاد کردن از زنجیرها

عبارات و ترکیب‌ها

unchaining potential

باز کردن پتانسیل

unchaining thoughts

باز کردن افکار

unchaining creativity

باز کردن خلاقیت

unchaining energy

باز کردن انرژی

unchaining freedom

باز کردن آزادی

unchaining dreams

باز کردن رویاها

unchaining fears

باز کردن ترس‌ها

unchaining limits

باز کردن محدودیت‌ها

unchaining progress

باز کردن پیشرفت

جملات نمونه

unchaining the potential within ourselves is essential for growth.

شكستن بالقوه درون خودمان برای رشد ضروری است.

unchaining creativity can lead to innovative solutions.

شكستن خلاقیت می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

she believes in unchaining her thoughts to express herself freely.

او معتقد است که با شكستن افكار خود می تواند آزادانه خود را بیان كند.

unchaining from past mistakes is crucial for a brighter future.

شكستن از اشتباهات گذشته برای آینده ای روشن بسیار مهم است.

the process of unchaining our fears can be liberating.

فرآیند شكستن ترس های ما می تواند آزاد كننده باشد.

unchaining the mind allows for new perspectives.

شكستن ذهن اجازه می دهد تا دیدگاه های جدیدی به دست آورد.

they focused on unchaining their potential through education.

آنها بر شكستن پتانسیل خود از طریق آموزش تمرکز کردند.

unchaining oneself from societal expectations can be empowering.

شكستن خود از انتظارات جامعه می تواند توانمند كننده باشد.

unchaining the spirit is essential for true happiness.

شكستن روح برای خوشبختی واقعی ضروری است.

he is unchaining his life by pursuing his passion.

او با دنبال كردن اشتیاق خود، زندگی خود را شكست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید