uncipher

[ایالات متحده]/[ʌnˈsɪfər]/
[بریتانیا]/[ʌnˈsɪfər]/

ترجمه

v. به رمز از یک پیام مخفی به شکل قابل فهم تبدیل کردن؛ رمزگشایی کردن؛ رمز شکستن.

عبارات و ترکیب‌ها

uncipher the code

گنجاندن رمز

trying to uncipher

سعی در رمزگشایی

unciphered message

پیام رمزگشایی شده

uncipher quickly

به سرعت رمزگشایی کن

unciphering data

رمزگشایی داده ها

could uncipher

می توانست رمزگشایی کند

unciphered text

متن رمزگشایی شده

uncipher now

حالا رمزگشایی کن

unciphered letters

حروف رمزگشایی شده

uncipher system

سیستم رمزگشایی

جملات نمونه

we need to uncipher the encrypted message before it expires.

ما باید پیام رمزگذاری شده را قبل از انقضا رمزگشایی کنیم.

the team worked tirelessly to uncipher the ancient code.

تیم بی‌وقفه برای رمزگشایی کد باستانی تلاش کرد.

can you help me uncipher this complex algorithm?

آیا می توانید به من در رمزگشایی این الگوریتم پیچیده کمک کنید؟

the spy's mission was to uncipher enemy communications.

ماموریت جاسوس رمزگشایی ارتباطات دشمن بود.

it's crucial to uncipher the data for further analysis.

برای تجزیه و تحلیل بیشتر، رمزگشایی داده ها بسیار مهم است.

the software allows you to uncipher files quickly.

این نرم افزار به شما امکان می دهد فایل ها را به سرعت رمزگشایی کنید.

they attempted to uncipher the password-protected document.

آنها سعی کردند سند محافظت شده با رمز عبور را رمزگشایی کنند.

the detective tried to uncipher the handwritten note.

مامور پلیس سعی کرد یادداشت دست نویس را رمزگشایی کند.

the goal is to uncipher the system and find vulnerabilities.

هدف رمزگشایی سیستم و یافتن آسیب پذیری ها است.

researchers are trying to uncipher the historical records.

محققان در تلاشند تا سوابق تاریخی را رمزگشایی کنند.

the key is essential to uncipher the encrypted file.

کلید برای رمزگشایی فایل رمزگذاری شده ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید