uncompacted

[ایالات متحده]/ʌn.kəmˈpæktɪd/
[بریتانیا]/ʌn.kəmˈpæktɪd/

ترجمه

adj. فشرده یا متراکم نشده

عبارات و ترکیب‌ها

uncompacted soil

خاک فشرده نشده

uncompacted material

مواد غیرفشرده

uncompacted layer

لایه غیرفشرده

uncompacted gravel

شن غیرفشرده

uncompacted fill

پر کننده غیرفشرده

uncompacted aggregate

تجمع غیرفشرده

uncompacted earth

خاک غیرفشرده

uncompacted surface

سطح غیرفشرده

uncompacted sand

ماسه غیرفشرده

uncompacted zone

منطقه غیرفشرده

جملات نمونه

the soil in the garden is still uncompacted.

خاک باغ همچنان متراکم نشده است.

uncompacted materials can lead to poor drainage.

مواد متراکم نشده می تواند منجر به زهکشی ضعیف شود.

the foundation requires uncompacted fill for stability.

پایه برای پایداری به خاک متراکم نشده نیاز دارد.

we need to address the uncompacted areas of the road.

ما باید مناطق غیر متراکم شده جاده را برطرف کنیم.

uncompacted snow can create hazardous driving conditions.

برف غیر متراکم می تواند شرایط رانندگی خطرناک ایجاد کند.

he prefers uncompacted soil for planting vegetables.

او ترجیح می دهد برای کاشت سبزیجات خاک غیر متراکم باشد.

uncompacted gravel is often used in landscaping.

شن غیر متراکم اغلب در محوطه سازی استفاده می شود.

the engineer noted the uncompacted layers during the inspection.

مهندس لایه های غیر متراکم شده را در طول بازرسی یادداشت کرد.

uncompacted earth can easily erode during heavy rains.

خاک غیر متراکم می تواند در هنگام باران شدید به راحتی فرسایش یابد.

they decided to leave the sand uncompacted for better aeration.

آنها تصمیم گرفتند شن را به دلیل تهویه بهتر غیر متراکم رها کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید