uncomputed risk
ریسک محاسبه نشده
uncomputed time
زمان محاسبه نشده
uncomputed cost
هزینه محاسبه نشده
uncomputed value
ارزش محاسبه نشده
uncomputed result
نتیجه محاسبه نشده
being uncomputed
در حال عدم محاسبه
uncomputed data
دادههای محاسبه نشده
uncomputed load
بار محاسبه نشده
uncomputed factor
عامل محاسبه نشده
uncomputed amount
مقدار محاسبه نشده
the system flagged several uncomputed variables in the model.
سیستم چندین متغیر محاسبه نشده در مدل را نشان داد.
due to the outage, a significant portion of the data remained uncomputed.
به دلیل قطعی، بخش زیادی از دادهها محاسبه نشده باقی ماند.
we discovered a large number of uncomputed risk factors during the audit.
در حین بازبینی، ما یک تعداد زیادی از عوامل خطر محاسبه نشده کشف کردیم.
the uncomputed cost of the project was a major concern for stakeholders.
هزینههای محاسبه نشده پروژه یک نگرانی اصلی برای ذینفعها بود.
the algorithm failed to account for several uncomputed edge cases.
الگوریتم نتوانست چندین حالت کرانهای محاسبه نشده را در نظر بگیرد.
the uncomputed impact of the policy change needs further investigation.
تأثیر محاسبه نشده تغییر سیاست نیاز به بررسی بیشتر دارد.
many potential benefits were left uncomputed in the initial assessment.
در ارزیابی اولیه، بسیاری از مزایای پتانسیل باقی ماندند که محاسبه نشدهاند.
the uncomputed overhead added significantly to the overall expenses.
هزینههای غیرمحاسبه شده به طور قابل توجهی به کل هزینهها اضافه شد.
it's crucial to identify and address any uncomputed dependencies.
شناسایی و برطرف کردن هرگونه وابستگیهای محاسبه نشده حائز اهمیت است.
the uncomputed error margin could skew the final results.
محدوده خطاهای محاسبه نشده ممکن است نتایج نهایی را تغییر دهد.
we need to ensure all relevant factors are computed, leaving nothing uncomputed.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام عوامل مرتبط محاسبه شدهاند و چیزی محاسبه نشده باقی نماند.
uncomputed risk
ریسک محاسبه نشده
uncomputed time
زمان محاسبه نشده
uncomputed cost
هزینه محاسبه نشده
uncomputed value
ارزش محاسبه نشده
uncomputed result
نتیجه محاسبه نشده
being uncomputed
در حال عدم محاسبه
uncomputed data
دادههای محاسبه نشده
uncomputed load
بار محاسبه نشده
uncomputed factor
عامل محاسبه نشده
uncomputed amount
مقدار محاسبه نشده
the system flagged several uncomputed variables in the model.
سیستم چندین متغیر محاسبه نشده در مدل را نشان داد.
due to the outage, a significant portion of the data remained uncomputed.
به دلیل قطعی، بخش زیادی از دادهها محاسبه نشده باقی ماند.
we discovered a large number of uncomputed risk factors during the audit.
در حین بازبینی، ما یک تعداد زیادی از عوامل خطر محاسبه نشده کشف کردیم.
the uncomputed cost of the project was a major concern for stakeholders.
هزینههای محاسبه نشده پروژه یک نگرانی اصلی برای ذینفعها بود.
the algorithm failed to account for several uncomputed edge cases.
الگوریتم نتوانست چندین حالت کرانهای محاسبه نشده را در نظر بگیرد.
the uncomputed impact of the policy change needs further investigation.
تأثیر محاسبه نشده تغییر سیاست نیاز به بررسی بیشتر دارد.
many potential benefits were left uncomputed in the initial assessment.
در ارزیابی اولیه، بسیاری از مزایای پتانسیل باقی ماندند که محاسبه نشدهاند.
the uncomputed overhead added significantly to the overall expenses.
هزینههای غیرمحاسبه شده به طور قابل توجهی به کل هزینهها اضافه شد.
it's crucial to identify and address any uncomputed dependencies.
شناسایی و برطرف کردن هرگونه وابستگیهای محاسبه نشده حائز اهمیت است.
the uncomputed error margin could skew the final results.
محدوده خطاهای محاسبه نشده ممکن است نتایج نهایی را تغییر دهد.
we need to ensure all relevant factors are computed, leaving nothing uncomputed.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام عوامل مرتبط محاسبه شدهاند و چیزی محاسبه نشده باقی نماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید