unconstructive

[ایالات متحده]/ˌʌnkənˈstrʌktɪv/
[بریتانیا]/ˌʌnkənˈstrʌktɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌فایده در بهبود وضعیت؛ بدون ارائه پیشنهادات یا راه حل‌های مفید؛ تمایل به انتقاد بدون ارائه بازخورد سازنده

عبارات و ترکیب‌ها

unconstructive criticism

نقد بی‌سازنده

unconstructive feedback

بازخورد بی‌سازنده

unconstructive comment

نظریه بی‌سازنده

unconstructive remarks

اظهاراتی بی‌سازنده

unconstructive behavior

رفتار بی‌سازنده

unconstructive attitude

نگاه بی‌سازنده

unconstructive tone

لحنی بی‌سازنده

unconstructive discussion

بحث بی‌سازنده

unconstructive response

پاسخی بی‌سازنده

unconstructive arguments

استدلال‌های بی‌سازنده

جملات نمونه

the meeting devolved into unconstructive criticism instead of practical solutions.

جلسه به انتقادات سازنده تبدیل نشد و به جای ارائه راه حل های عملی، به انتقادهای غیر سازنده تبدیل شد.

his unconstructive feedback left the team unsure how to improve the draft.

بازخورد غیر سازنده او باعث شد تیم نداند چگونه پیش نویس را بهبود بخشد.

try to avoid unconstructive comments when tensions are already high.

سعی کنید از اظهارات غیر سازنده در زمانی که تنش ها از قبل بالاست خودداری کنید.

the debate turned unconstructive after repeated personal attacks.

بحث پس از حملات شخصی مکرر غیر سازنده شد.

we cannot make progress if the discussion stays unconstructive.

اگر بحث غیر سازنده باقی بماند، ما نمی توانیم پیشرفت کنیم.

her manager called the tone unconstructive and asked for specific suggestions.

مدیر او لحن را غیر سازنده خواند و درخواست پیشنهادهای مشخص کرد.

unconstructive behavior in the chat derailed an otherwise productive session.

رفتار غیر سازنده در چت باعث انحراف یک جلسه سازنده شد.

he dismissed the proposal with an unconstructive remark and offered no alternatives.

او پیشنهاد را با یک اظهار نظر غیر سازنده رد کرد و هیچ جایگزینی ارائه نکرد.

the review was unconstructive because it focused on blame rather than fixes.

بررسی غیر سازنده بود زیرا بر سرزنش تمرکز داشت و نه رفع مشکلات.

she apologized for making unconstructive assumptions during the negotiation.

او برای ایجاد فرضیات غیر سازنده در طول مذاکره عذرخواهی کرد.

to keep it constructive, replace unconstructive complaints with clear action items.

برای حفظ آن سازنده، شکایات غیر سازنده را با موارد عملی مشخص جایگزین کنید.

the moderator intervened when the comments became unconstructive and repetitive.

مدیر جلسه زمانی مداخله کرد که نظرات غیر سازنده و تکراری شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید