uncrested

[ایالات متحده]/[ʌnˈkrɛstɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkrɛstɪd]/

ترجمه

adj. بدون یک تاج؛ با قله‌ای مسطح.؛ فاقد یک تپه یا امواج برجسته.

عبارات و ترکیب‌ها

uncrested wave

موج بدون امواج

an uncrested hull

کف بدون امواج

uncrested condition

وضعیت بدون امواج

being uncrested

بودن بدون امواج

uncrested design

طراحی بدون امواج

highly uncrested

خیلی بدون امواج

uncrested bow

پرتو بدون امواج

uncrested surface

سطح بدون امواج

they uncrested

آنها بدون امواج

uncrested appearance

ظاهر بدون امواج

جملات نمونه

the uncrested wave crashed against the shore.

موج بدون تاج در مقابل ساحل شکست.

we admired the uncrested fin of the dolphin.

ما تاج بدون تاج دم ماهی‌گرد را دیده‌ایم.

the uncrested tern soared effortlessly above the water.

پرندۀ بدون تاج در بالای آب به راحتی بالا رفت.

the uncrested pigeon blended in with the rooftops.

پرنده‌ای بدون تاج با سقف‌ها یکی شد.

the artist depicted an uncrested mountain range in the distance.

هنرمند یک رشته کوه‌های بدون تاج در فاصله را نقاشی کرد.

the uncrested ridge provided a natural lookout point.

تپۀ بدون تاج یک نقطۀ نظارت طبیعی فراهم کرد.

the uncrested sand dune stretched for miles along the coast.

دشت ریزه‌های بدون تاج به میلۀ‌ها در طول ساحل گسترش یافت.

the uncrested crest of the wave broke with a roar.

تاج بدون تاج موج با یک صدای بلند شکست.

he described the uncrested hill as being quite steep.

او کوه‌های بدون تاج را شیب‌زیادی دانست.

the uncrested back of the whale disappeared beneath the surface.

پشت بدون تاج وحش دلفین زیر سطح غرق شد.

the uncrested line of the horizon was blurred by the haze.

خط افق بدون تاج توسط گرد و غبار اغماق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید