| شکل سوم شخص مفرد | misplays |
| جمع | misplays |
| زمان گذشته | misplayed |
| قسمت سوم فعل | misplayed |
| صفت یا فعل حال استمراری | misplaying |
misplay opportunity
فرصت از دست رفته
misplay strategy
استراتژی از دست رفته
misplay situation
شرایط از دست رفته
misplay game
بازی از دست رفته
misplay move
حرکت از دست رفته
misplay decision
تصمیم از دست رفته
misplay tactic
تاکتیک از دست رفته
misplay chance
شانس از دست رفته
misplay role
نقش از دست رفته
misplay context
زمینه از دست رفته
he made a misplay during the game.
او در طول بازی مرتکب اشتباه شد.
her misplay cost the team the championship.
اشتباه او باعث از دست دادن قهرمانی تیم شد.
it's easy to misplay your cards in poker.
بازی کردن کارتهای خود به درستی در پوکر آسان است.
he was criticized for his misplay at the crucial moment.
او به خاطر اشتباهش در لحظه سرنوشتساز مورد انتقاد قرار گرفت.
don't misplay your opportunities in life.
فرصتهای زندگی خود را به درستی از دست ندهید.
her misplay in the presentation was noticeable.
اشتباه او در ارائه قابل توجه بود.
he tends to misplay his chances in competitions.
او معمولاً شانسهای خود را در مسابقات به درستی استفاده نمیکند.
misplay can lead to unexpected outcomes.
اشتباه میتواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
learning from a misplay can improve your skills.
یادگیری از یک اشتباه میتواند مهارتهای شما را بهبود بخشد.
she realized her misplay after reviewing the match.
او پس از بررسی مسابقه، متوجه اشتباه خود شد.
misplay opportunity
فرصت از دست رفته
misplay strategy
استراتژی از دست رفته
misplay situation
شرایط از دست رفته
misplay game
بازی از دست رفته
misplay move
حرکت از دست رفته
misplay decision
تصمیم از دست رفته
misplay tactic
تاکتیک از دست رفته
misplay chance
شانس از دست رفته
misplay role
نقش از دست رفته
misplay context
زمینه از دست رفته
he made a misplay during the game.
او در طول بازی مرتکب اشتباه شد.
her misplay cost the team the championship.
اشتباه او باعث از دست دادن قهرمانی تیم شد.
it's easy to misplay your cards in poker.
بازی کردن کارتهای خود به درستی در پوکر آسان است.
he was criticized for his misplay at the crucial moment.
او به خاطر اشتباهش در لحظه سرنوشتساز مورد انتقاد قرار گرفت.
don't misplay your opportunities in life.
فرصتهای زندگی خود را به درستی از دست ندهید.
her misplay in the presentation was noticeable.
اشتباه او در ارائه قابل توجه بود.
he tends to misplay his chances in competitions.
او معمولاً شانسهای خود را در مسابقات به درستی استفاده نمیکند.
misplay can lead to unexpected outcomes.
اشتباه میتواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.
learning from a misplay can improve your skills.
یادگیری از یک اشتباه میتواند مهارتهای شما را بهبود بخشد.
she realized her misplay after reviewing the match.
او پس از بررسی مسابقه، متوجه اشتباه خود شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید