misplay

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈpleɪ/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتباهی در بازی کردن یک بازی یا ورزش؛ اشتباهی که در طول یک بازی رخ می‌دهد
vt. به طور نادرست بازی کردن یا اشتباه کردن؛ مرتکب خطا یا اشتباه در یک بازی شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmisplays
جمعmisplays
زمان گذشتهmisplayed
قسمت سوم فعلmisplayed
صفت یا فعل حال استمراریmisplaying

عبارات و ترکیب‌ها

misplay opportunity

فرصت از دست رفته

misplay strategy

استراتژی از دست رفته

misplay situation

شرایط از دست رفته

misplay game

بازی از دست رفته

misplay move

حرکت از دست رفته

misplay decision

تصمیم از دست رفته

misplay tactic

تاکتیک از دست رفته

misplay chance

شانس از دست رفته

misplay role

نقش از دست رفته

misplay context

زمینه از دست رفته

جملات نمونه

he made a misplay during the game.

او در طول بازی مرتکب اشتباه شد.

her misplay cost the team the championship.

اشتباه او باعث از دست دادن قهرمانی تیم شد.

it's easy to misplay your cards in poker.

بازی کردن کارت‌های خود به درستی در پوکر آسان است.

he was criticized for his misplay at the crucial moment.

او به خاطر اشتباهش در لحظه سرنوشت‌ساز مورد انتقاد قرار گرفت.

don't misplay your opportunities in life.

فرصت‌های زندگی خود را به درستی از دست ندهید.

her misplay in the presentation was noticeable.

اشتباه او در ارائه قابل توجه بود.

he tends to misplay his chances in competitions.

او معمولاً شانس‌های خود را در مسابقات به درستی استفاده نمی‌کند.

misplay can lead to unexpected outcomes.

اشتباه می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

learning from a misplay can improve your skills.

یادگیری از یک اشتباه می‌تواند مهارت‌های شما را بهبود بخشد.

she realized her misplay after reviewing the match.

او پس از بررسی مسابقه، متوجه اشتباه خود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید