underlaid

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈleɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قرار گرفته در زیر; دارای لایه‌ای در زیر

عبارات و ترکیب‌ها

underlaid structure

ساختار زیرین

underlaid flooring

کفپوش زیرین

underlaid carpet

فرش زیرین

underlaid insulation

عایق‌بندی زیرین

underlaid support

پشتیبانی زیرین

underlaid fabric

پارچه زیرین

underlaid system

سیستم زیرین

underlaid layer

لایه زیرین

underlaid design

طراحی زیرین

underlaid mesh

سیم فلزی زیرین

جملات نمونه

the carpet was underlaid with a thick foam for comfort.

زیر فرش یک لایه فوم ضخیم برای راحتی قرار داده شده بود.

the theory is underlaid by extensive research.

این نظریه بر اساس تحقیقات گسترده استوار است.

her confidence is underlaid by years of experience.

اعتماد به نفس او بر اساس سال‌ها تجربه استوار است.

the building's foundation is underlaid with reinforced concrete.

پایه ساختمان با بتن مسلح زیرسازی شده است.

the discussion was underlaid by a sense of urgency.

بحث با احساس فوریت زیربنا شده بود.

his argument was underlaid by strong evidence.

استدلال او با شواهد قوی زیربنا شده بود.

the music was underlaid by a steady rhythm.

موسیقی با یک ریتم ثابت زیربنا شده بود.

the strategy is underlaid by careful planning.

این استراتژی بر اساس برنامه‌ریزی دقیق استوار است.

the artwork is underlaid with vibrant colors.

این اثر هنری با رنگ‌های زنده زیرسازی شده است.

the project is underlaid by a clear vision.

این پروژه بر اساس یک چشم‌انداز روشن استوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید