undocks from port
از بندر جدا میشود
ship undocks
کشتی جدا میشود
undocking sequence
توالی جدا شدن
undocked safely
به طور ایمن جدا شده است
undocks now
حالا جدا میشود
undocking process
فرآیند جدا شدن
undocking station
ایستگاه جدا شدن
undocked previously
قبلاً جدا شده بود
undocks slowly
به آرامی جدا میشود
undocks immediately
بلافاصله جدا میشود
the research vessel undocks from the pier after collecting samples.
کشتی تحقیقاتی پس از جمعآوری نمونهها از اسکله جدا میشود.
the spacecraft undocks from the space station to begin its return journey.
وسایل نقلیه فضایی از ایستگاه فضایی جدا میشود تا سفر بازگشت خود را آغاز کند.
the submarine cautiously undocks from the underwater base.
زیر دریایی با احتیاط از پایگاه زیر آب جدا میشود.
the ferry undocks early to avoid the afternoon rush.
کشتی مسافربری زودتر جدا میشود تا از ازدحام بعد از ظهر جلوگیری کند.
the cargo ship undocks and heads out to sea.
کشتی باری جدا میشود و به سمت دریا میرود.
after refueling, the tanker undocks from the terminal.
پس از سوختگیری، تانکر از پایانه جدا میشود.
the small boat undocks quickly from the larger yacht.
قایق کوچک به سرعت از قایق تفریحی بزرگتر جدا میشود.
the platform undocks from the support structure for maintenance.
پلتفرم برای تعمیرات از سازه نگهدارنده جدا میشود.
the experimental module undocks to test its independent systems.
ماژول تجربی برای آزمایش سیستمهای مستقل خود جدا میشود.
the tugboat assists the freighter as it undocks.
کشتی یدکی به کشتی باره کمک میکند در حالی که جدا میشود.
the cruise ship undocks, signaling the end of the tour.
کشتی تفریحی جدا میشود و نشاندهنده پایان سفر است.
undocks from port
از بندر جدا میشود
ship undocks
کشتی جدا میشود
undocking sequence
توالی جدا شدن
undocked safely
به طور ایمن جدا شده است
undocks now
حالا جدا میشود
undocking process
فرآیند جدا شدن
undocking station
ایستگاه جدا شدن
undocked previously
قبلاً جدا شده بود
undocks slowly
به آرامی جدا میشود
undocks immediately
بلافاصله جدا میشود
the research vessel undocks from the pier after collecting samples.
کشتی تحقیقاتی پس از جمعآوری نمونهها از اسکله جدا میشود.
the spacecraft undocks from the space station to begin its return journey.
وسایل نقلیه فضایی از ایستگاه فضایی جدا میشود تا سفر بازگشت خود را آغاز کند.
the submarine cautiously undocks from the underwater base.
زیر دریایی با احتیاط از پایگاه زیر آب جدا میشود.
the ferry undocks early to avoid the afternoon rush.
کشتی مسافربری زودتر جدا میشود تا از ازدحام بعد از ظهر جلوگیری کند.
the cargo ship undocks and heads out to sea.
کشتی باری جدا میشود و به سمت دریا میرود.
after refueling, the tanker undocks from the terminal.
پس از سوختگیری، تانکر از پایانه جدا میشود.
the small boat undocks quickly from the larger yacht.
قایق کوچک به سرعت از قایق تفریحی بزرگتر جدا میشود.
the platform undocks from the support structure for maintenance.
پلتفرم برای تعمیرات از سازه نگهدارنده جدا میشود.
the experimental module undocks to test its independent systems.
ماژول تجربی برای آزمایش سیستمهای مستقل خود جدا میشود.
the tugboat assists the freighter as it undocks.
کشتی یدکی به کشتی باره کمک میکند در حالی که جدا میشود.
the cruise ship undocks, signaling the end of the tour.
کشتی تفریحی جدا میشود و نشاندهنده پایان سفر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید