unevennesses

[ایالات متحده]/ʌn'ivənnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم نرمی یا تعادل.

جملات نمونه

In the production process of PCB, there are many defects such as surface smudginess, solder mask unevenness, text excursion, pad damage, track damage etc.

در فرآیند تولید PCB ، عیوب زیادی وجود دارد مانند لکه دار شدن سطح ، ناهمواری ماسک لحیم کاری ، خروج متن ، آسیب پد ، آسیب مسیر و غیره.

The road surface showed signs of unevenness, making driving difficult.

سطح جاده نشانه‌های ناهمواری داشت که رانندگی را دشوار می‌کرد.

The unevenness of the terrain made hiking more challenging.

ناهمواری زمین کوهنوردی را چالش‌برانگیزتر می‌کرد.

The unevenness in her performance was noticeable during the concert.

ناهمواری در عملکرد او در طول کنسرت قابل توجه بود.

There was an unevenness in the distribution of resources among the different regions.

ناهمواری در توزیع منابع در میان مناطق مختلف وجود داشت.

The painter used different brush strokes to create an effect of unevenness in the artwork.

نقاش از ضربات قلم موی مختلف برای ایجاد جلوه‌ای از ناهمواری در اثر هنری استفاده کرد.

The unevenness of his writing style made it difficult for readers to follow the story.

ناهمواری در سبک نویسندگی او باعث شد خوانندگان نتوانند داستان را دنبال کنند.

The unevenness of the economic growth rate raised concerns among policymakers.

ناهمواری در نرخ رشد اقتصادی نگرانی‌ها را در میان سیاست‌گذاران برانگیخت.

She noticed the unevenness in the texture of the fabric and decided not to buy it.

او متوجه ناهمواری در بافت پارچه شد و تصمیم گرفت آن را نخرد.

The unevenness of the team's performance was reflected in their inconsistent results.

ناهمواری در عملکرد تیم در نتایج غیرمنظم آنها منعکس شد.

The unevenness of his tone suggested underlying emotions that he was trying to hide.

ناهمواری در لحن او نشان‌دهنده احساسات پنهان بود که سعی داشت آنها را پنهان کند.

نمونه‌های واقعی

There is an unevenness of quality.

ناهمواری در کیفیت وجود دارد.

منبع: The Economist - Arts

Overlaying this is a concern about the lingering unevenness of trade.

بر روی این موضوع، نگرانی در مورد ناهمواری مداوم تجارت وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

When the mutual gravity of these particles, brings them together, their unevenness often resolve themselves into a disc.

وقتی گرانش متقابل این ذرات آنها را کنار هم می آورد، ناهمواری آنها اغلب به یک دیسک تبدیل می شود.

منبع: Connection Magazine

More typing, also without any errors or unevenness.

نوشتن بیشتر، بدون هیچ اشتباه یا ناهمواری.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

Yet, he said, the unevenness shows that Faulkner was willing to take risks, to explore new material, and new ways to talk about it.

با این حال، او گفت، ناهمواری نشان می دهد که فاولکنر مایل به پذیرش ریسک، کاوش در مواد جدید و روش های جدید صحبت در مورد آن بوده است.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

There may be a slowness or unevenness as we attempt such an experiment, and this is to be expected. I ask you now if you give your consent, Joseph.

ممکن است در تلاش برای انجام چنین آزمایشی، کندی یا ناهمواری وجود داشته باشد و این قابل انتظار است. اکنون از شما می خواهم که در صورت موافقت، جوزف.

منبع: The Early Sessions

And as if the sound of his uncle's name steadied him for an instant, Charlie made for the door with an unevenness of gait which would have told the shameful truth if his words had not already done so.

و گویی صدای نام عمه‌اش برای لحظه‌ای او را آرام کرد، چارلی با ناهمواری در راه رفتنش به سمت در رفت که اگر کلماتش قبلاً این حقیقت شرم‌آور را فاش نکرده بودند، آن را بیان می‌کرد.

منبع: Blooming Roses (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید