unexpanded

[ایالات متحده]/ʌnɪkˈspændɪd/
[بریتانیا]/ʌnɪkˈspændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر بزرگ شده یا گسترش یافته

عبارات و ترکیب‌ها

unexpanded list

لیست توسعه‌نیافته

unexpanded view

نمای توسعه‌نیافته

unexpanded section

بخش توسعه‌نیافته

unexpanded data

داده‌های توسعه‌نیافته

unexpanded options

گزینه‌های توسعه‌نیافته

unexpanded content

محتوای توسعه‌نیافته

unexpanded node

گره توسعه‌نیافته

unexpanded elements

عناصر توسعه‌نیافته

unexpanded features

ویژگی‌های توسعه‌نیافته

جملات نمونه

the unexpanded ideas need further development.

ایده‌های توسعه‌نیافته نیاز به توسعه بیشتر دارند.

her unexpanded thoughts were intriguing.

افکار توسعه‌نیافته او جذاب بودند.

the project remains unexpanded due to budget constraints.

به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، پروژه هنوز توسعه نیافته باقی مانده است.

we have several unexpanded proposals on the table.

ما چندین پیشنهاد توسعه‌نیافته روی میز داریم.

his unexpanded potential could lead to great achievements.

ظرفیت توسعه‌نیافته او می‌تواند منجر به دستاوردهای بزرگی شود.

the unexpanded market presents new opportunities.

بازار توسعه‌نیافته فرصت‌های جدیدی را ارائه می‌دهد.

they discussed their unexpanded plans for the future.

آنها برنامه‌های توسعه‌نیافته خود برای آینده را مورد بحث قرار دادند.

the unexpanded section of the report needs attention.

بخش توسعه‌نیافته گزارش نیاز به توجه دارد.

her unexpanded vision for the project inspired the team.

چشم‌انداز توسعه‌نیافته او برای پروژه الهام‌بخش تیم بود.

there are unexpanded options available for customization.

گزینه‌های توسعه‌نیافته برای سفارشی‌سازی در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید