unida

[ایالات متحده]/juːˈniːdə/
[بریتانیا]/juːˈniːdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متصل شده؛ پیوند خورده؛ مرتبط
شکل‌های واژه
جمعunidas

جملات نمونه

the family remained united during the difficult times.

خانواده در دوران سخت‌ها با هم ماند.

several organizations united to fight climate change.

چند سازمان برای مبارزه با تغییرات اقلیمی با هم یکپارچه شدند.

the united nations held an emergency session yesterday.

سازمان ملل یک جلسه اضطراری روز گذشته برگزار کرد.

our united efforts will bring positive changes to society.

تلاش‌های یکپارچه ما تغییرات مثبتی در جامعه به‌دنبال خواهد داشت.

the two companies united to form a powerful corporation.

دو شرکت با هم یکپارچه شدند تا یک شرکت قدرتمند تشکیل دهند.

europe united after the second world war.

they stand united against all forms of discrimination.

آن‌ها در برابر تمام گونه‌های تبعیدگری با هم ایستاده‌اند.

the united front showed remarkable strength.

به‌طور یکپارچه، جبهه قدرت بسیاری نشان داد.

workers from different sectors united in solidarity.

کارگران از بخش‌های مختلف با هم در یکپارچگی یکدیگر را حمایت کردند.

our united voice can influence policy changes.

صوت یکپارچه ما می‌تواند تغییرات در سیاست‌ها را به‌دنبال برد.

the community remained united despite the controversy.

جامعه با وجود جدال‌ها با هم ماند.

these nations must remain united in these challenging times.

این کشورها باید در این دوران چالش‌برانگیز با هم ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید