unidas

[ایالات متحده]/uːˈniːdɑːs/
[بریتانیا]/uːˈniːdɑːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یکپارچه؛ ادغام شده؛ متصل

عبارات و ترکیب‌ها

las unidas

پرنسیان ترجمه

estamos unidas

پرنسیان ترجمه

juntas unidas

پرنسیان ترجمه

unidas venceremos

پرنسیان ترجمه

somos unidas

پرنسیان ترجمه

unidas por

پرنسیان ترجمه

las mujeres unidas

پرنسیان ترجمه

unidas en la lucha

پرنسیان ترجمه

جملات نمونه

the committee, known as mujeres unidas, advocates for women's rights in the community.

کمیته‌ای که به نام «مُهَجِرُن یُنیدا» شناخته می‌شود، به دفاع از حقوق زنان در جامعه می‌پردازد.

several ngos have formed a coalition to address environmental issues together.

چند سازمان غیردولتی یک ائتلاف را تشکیل داده‌اند تا به طور مشترک با مشکلات محیط زیست روبرو شوند.

the conference brought together researchers from different countries who shared common interests.

کنفرانس محققانی از کشورهای مختلف را که علایق مشترکی داشتند، در یکجا جمع کرد.

three neighboring cities are working together to improve public transportation systems.

سه شهر مجاور با هم کار می‌کنند تا سیستم حمل و نقل عمومی را بهبود بخشند.

local businesses have united to support small enterprises during the economic crisis.

کسب و کارهای محلی با هم یکپارچه شده‌اند تا در بحران اقتصادی کسب و کارهای کوچک را حمایت کنند.

the student organizations joined forces to organize the annual multicultural event.

سازمان‌های دانشجویی با هم قوت گرفته‌اند تا رویداد چندفرهنگی سالانه را سازماندهی کنند.

healthcare workers across the nation are collaborating to provide better patient care.

کارکنان بهداشت و درمان در سراسر کشور با هم همکاری می‌کنند تا مراقبت بهتری از بیماران ارائه دهند.

the alliance of environmental groups has successfully lobbied for new protection laws.

الیانس گروه‌های محیط زیست با موفقیت برای قوانین جدید حفاظتی تبلیغات کرده‌اند.

women from various backgrounds have formed networks to support each other's careers.

زنانی از پس‌زمینه‌های مختلف شبکه‌هایی را تشکیل داده‌اند تا کاری از یکدیگر را حمایت کنند.

artists from around the world gathered to create collaborative mural projects together.

هنرمندان از سراسر جهان جمع شدند تا به طور مشترک پروژه‌های نقاشی همکاری ایجاد کنند.

the partnership between schools and local businesses has strengthened vocational training programs.

همکاری بین مدارس و کسب و کارهای محلی برنامه‌های آموزش حرفه‌ای را تقویت کرده است.

community members united to rebuild the neighborhood park after the storm damage.

اعضای جامعه با هم یکپارچه شدند تا پارک محله‌ای را پس از آسیب‌های باران‌های شدید بازسازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید