unlash your potential
باز کردن پتانسیل خود
unlash the power
باز کردن قدرت
unlash the creativity
باز کردن خلاقیت
unlash the energy
باز کردن انرژی
unlash your passion
باز کردن اشتیاق خود
unlash the potential
باز کردن پتانسیل
unlash your imagination
باز کردن تخیل خود
unlash your dreams
باز کردن رویاهای خود
unlash the innovation
باز کردن نوآوری
unlash the possibilities
باز کردن امکانات
he decided to unlash the boat from the dock.
او تصمیم گرفت قایق را از اسکله باز کند.
they will unlash the cargo before unloading it.
آنها بار را قبل از تخلیه آن باز خواهند کرد.
she carefully unlashed the ropes securing the tent.
او با دقت طنابهایی که چادر را محکم میکردند، باز کرد.
the team worked together to unlash the equipment.
تیم برای باز کردن تجهیزات با هم همکاری کردند.
after the storm, they had to unlash the tarpaulin.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند برزنت را باز کنند.
it's time to unlash the sails and set sail.
وقت آن است که بادبانها را باز کرده و بادبان را تنظیم کنید.
he struggled to unlash the tightly bound ropes.
او برای باز کردن طنابهای محکم بسته تلاش کرد.
we need to unlash the kayak before we can use it.
ما باید کایاک را قبل از استفاده از آن باز کنیم.
the workers will unlash the pallets in the warehouse.
کارگران پالتها را در انبار باز خواهند کرد.
make sure to unlash the straps before lifting the load.
مطمئن شوید قبل از بلند کردن بار، بندها را باز کنید.
unlash your potential
باز کردن پتانسیل خود
unlash the power
باز کردن قدرت
unlash the creativity
باز کردن خلاقیت
unlash the energy
باز کردن انرژی
unlash your passion
باز کردن اشتیاق خود
unlash the potential
باز کردن پتانسیل
unlash your imagination
باز کردن تخیل خود
unlash your dreams
باز کردن رویاهای خود
unlash the innovation
باز کردن نوآوری
unlash the possibilities
باز کردن امکانات
he decided to unlash the boat from the dock.
او تصمیم گرفت قایق را از اسکله باز کند.
they will unlash the cargo before unloading it.
آنها بار را قبل از تخلیه آن باز خواهند کرد.
she carefully unlashed the ropes securing the tent.
او با دقت طنابهایی که چادر را محکم میکردند، باز کرد.
the team worked together to unlash the equipment.
تیم برای باز کردن تجهیزات با هم همکاری کردند.
after the storm, they had to unlash the tarpaulin.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند برزنت را باز کنند.
it's time to unlash the sails and set sail.
وقت آن است که بادبانها را باز کرده و بادبان را تنظیم کنید.
he struggled to unlash the tightly bound ropes.
او برای باز کردن طنابهای محکم بسته تلاش کرد.
we need to unlash the kayak before we can use it.
ما باید کایاک را قبل از استفاده از آن باز کنیم.
the workers will unlash the pallets in the warehouse.
کارگران پالتها را در انبار باز خواهند کرد.
make sure to unlash the straps before lifting the load.
مطمئن شوید قبل از بلند کردن بار، بندها را باز کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید