unlevel ground
زمین ناهموار
be unlevel
ناهموار شود
unlevel surface
سطح ناهموار
unlevel playing
زمین بازی ناهموار
unlevel field
زمین ناهموار
level unlevel
ناهموار هموار
making unlevel
ناهموار کردن
unlevel area
منطقه ناهموار
unlevel floor
کف ناهموار
the ground was unlevel, making it difficult to build a stable structure.
زمین ناهموار بود و ساختن یک سازه پایدار را دشوار میکرد.
we noticed the shelf was unlevel and needed adjusting.
ما متوجه شدیم که قفسه ناهموار است و نیاز به تنظیم دارد.
the unlevel playing field gave one team a slight advantage.
زمین بازی ناهموار به یک تیم برتری جزئی داد.
the unlevel surface of the road caused the car to rattle.
سطح ناهموار جاده باعث لرزش ماشین شد.
the artist used perspective to compensate for the unlevel floor.
هنرمند از پرسپکتیو برای جبران کف ناهموار استفاده کرد.
the unlevel land presented challenges for the construction project.
زمین ناهموار چالشهایی را برای پروژه ساختمانی ایجاد کرد.
after the earthquake, the ground was noticeably unlevel.
پس از زلزله، زمین به طور قابل توجهی ناهموار بود.
the unlevel patio required significant leveling before we could lay the tiles.
حیاط خلوت ناهموار قبل از اینکه بتوانیم کاشیها را بچینیم به تراز کردن قابل توجهی نیاز داشت.
the unlevel course made for a challenging golf game.
مسیر ناهموار باعث یک بازی گلف چالشبرانگیز شد.
we used a spirit level to check if the table was unlevel.
ما از یک ترازوی روحی برای بررسی اینکه آیا میز ناهموار است یا خیر استفاده کردیم.
the unlevel terrain made hiking quite difficult.
شیب ناهموار پیادهروی را بسیار دشوار کرد.
unlevel ground
زمین ناهموار
be unlevel
ناهموار شود
unlevel surface
سطح ناهموار
unlevel playing
زمین بازی ناهموار
unlevel field
زمین ناهموار
level unlevel
ناهموار هموار
making unlevel
ناهموار کردن
unlevel area
منطقه ناهموار
unlevel floor
کف ناهموار
the ground was unlevel, making it difficult to build a stable structure.
زمین ناهموار بود و ساختن یک سازه پایدار را دشوار میکرد.
we noticed the shelf was unlevel and needed adjusting.
ما متوجه شدیم که قفسه ناهموار است و نیاز به تنظیم دارد.
the unlevel playing field gave one team a slight advantage.
زمین بازی ناهموار به یک تیم برتری جزئی داد.
the unlevel surface of the road caused the car to rattle.
سطح ناهموار جاده باعث لرزش ماشین شد.
the artist used perspective to compensate for the unlevel floor.
هنرمند از پرسپکتیو برای جبران کف ناهموار استفاده کرد.
the unlevel land presented challenges for the construction project.
زمین ناهموار چالشهایی را برای پروژه ساختمانی ایجاد کرد.
after the earthquake, the ground was noticeably unlevel.
پس از زلزله، زمین به طور قابل توجهی ناهموار بود.
the unlevel patio required significant leveling before we could lay the tiles.
حیاط خلوت ناهموار قبل از اینکه بتوانیم کاشیها را بچینیم به تراز کردن قابل توجهی نیاز داشت.
the unlevel course made for a challenging golf game.
مسیر ناهموار باعث یک بازی گلف چالشبرانگیز شد.
we used a spirit level to check if the table was unlevel.
ما از یک ترازوی روحی برای بررسی اینکه آیا میز ناهموار است یا خیر استفاده کردیم.
the unlevel terrain made hiking quite difficult.
شیب ناهموار پیادهروی را بسیار دشوار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید