unobstruct the view
باز کردن دید
unobstructed access
دسترسی باز
unobstructing the path
باز کردن مسیر
unobstructed flow
جریان باز
unobstructed line
خط باز
unobstructed space
فضای باز
unobstructed passage
گذرگاه باز
unobstructed route
مسیر باز
unobstructed sunlight
نور خورشید باز
unobstructed movement
حرکت باز
we need to unobstruct the pipeline to allow for increased flow.
ما نیاز داریم خط لوله را باز کنیم تا امکان افزایش جریان وجود داشته باشد.
the construction crew worked to unobstruct the drainage system.
گروه ساختمانی برای باز کردن سیستم زهکشی تلاش کرد.
it's important to unobstruct airways for patients with respiratory issues.
برای بیمارانی که مشکلات تنفسی دارند، باز کردن مجاری تنفسی بسیار مهم است.
the city plans to unobstruct the riverfront for public access.
شهر قصد دارد برای دسترسی عموم، خط رودخانه را باز کند.
regular maintenance helps unobstruct the sewer lines and prevent backups.
تعویض منظم به باز کردن خطوط فاضلانی کمک می کند و از گرفتگی ها جلوگیری می کند.
the goal is to unobstruct the path and make it safer for pedestrians.
هدف باز کردن مسیر و ایمن تر کردن آن برای عابران پیاده است.
they attempted to unobstruct the blocked doorway with a crowbar.
آنها سعی کردند با استفاده از یک اهرم درب مسدود شده را باز کنند.
the volunteer group organized a cleanup to unobstruct the beach.
گروه داوطلبان یک نظافت را برای باز کردن ساحل سازماندهی کرد.
we must unobstruct the data flow to improve system performance.
ما باید جریان داده را برای بهبود عملکرد سیستم باز کنیم.
the landscapers will unobstruct the view by trimming overgrown shrubs.
محوطه سازان با هرس کردن بوته های بیش از حد، منظره را باز خواهند کرد.
the firefighters worked quickly to unobstruct the exit route.
آتش نشانان به سرعت برای باز کردن مسیر خروج تلاش کردند.
unobstruct the view
باز کردن دید
unobstructed access
دسترسی باز
unobstructing the path
باز کردن مسیر
unobstructed flow
جریان باز
unobstructed line
خط باز
unobstructed space
فضای باز
unobstructed passage
گذرگاه باز
unobstructed route
مسیر باز
unobstructed sunlight
نور خورشید باز
unobstructed movement
حرکت باز
we need to unobstruct the pipeline to allow for increased flow.
ما نیاز داریم خط لوله را باز کنیم تا امکان افزایش جریان وجود داشته باشد.
the construction crew worked to unobstruct the drainage system.
گروه ساختمانی برای باز کردن سیستم زهکشی تلاش کرد.
it's important to unobstruct airways for patients with respiratory issues.
برای بیمارانی که مشکلات تنفسی دارند، باز کردن مجاری تنفسی بسیار مهم است.
the city plans to unobstruct the riverfront for public access.
شهر قصد دارد برای دسترسی عموم، خط رودخانه را باز کند.
regular maintenance helps unobstruct the sewer lines and prevent backups.
تعویض منظم به باز کردن خطوط فاضلانی کمک می کند و از گرفتگی ها جلوگیری می کند.
the goal is to unobstruct the path and make it safer for pedestrians.
هدف باز کردن مسیر و ایمن تر کردن آن برای عابران پیاده است.
they attempted to unobstruct the blocked doorway with a crowbar.
آنها سعی کردند با استفاده از یک اهرم درب مسدود شده را باز کنند.
the volunteer group organized a cleanup to unobstruct the beach.
گروه داوطلبان یک نظافت را برای باز کردن ساحل سازماندهی کرد.
we must unobstruct the data flow to improve system performance.
ما باید جریان داده را برای بهبود عملکرد سیستم باز کنیم.
the landscapers will unobstruct the view by trimming overgrown shrubs.
محوطه سازان با هرس کردن بوته های بیش از حد، منظره را باز خواهند کرد.
the firefighters worked quickly to unobstruct the exit route.
آتش نشانان به سرعت برای باز کردن مسیر خروج تلاش کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید