unshapeable

[ایالات متحده]/[ʌnˈʃeɪpəbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈʃeɪpəbl]/

ترجمه

adj. قابل شکل‌دهی یا قالب‌گیری نبودن؛ مقاوم در برابر تغییر یا تحول؛ غیرقابل انعطاف؛ نتوانند تغییر یا اصلاح داده شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

unshapeable mass

مواد غیر قابل شکل‌دهی

unshapeable form

در حال اثبات غیر قابل شکل‌دهی

unshapeable substance

کاملاً غیر قابل شکل‌دهی

unshapeable matter

به عنوان غیر قابل شکل‌دهی در نظر گرفته شده

remain unshapeable

ذاتاً غیر قابل شکل‌دهی

prove unshapeable

غیر قابل شکل‌دهی یافت شده

جملات نمونه

the clay was so dry that it became unshapeable.

گل رس کاملاً غیر قابل فرم‌دهی در دستان من بود.

some metals remain unshapeable at room temperature.

شخصیت او غیرقابل تغییر به نظر می‌رسید، در برابر هرگونه تأثیر مقاومت می‌کرد.

the unshapeable mass defied all attempts to mold it.

داده‌ها آنقدر پیچیده بودند که احساس می‌شد نمی‌توان آن‌ها را به یک روایت واضح تبدیل کرد.

he found the wax unshapeable in the cold workshop.

پس از حادثه، فلز غیرقابل فرم‌دهی و شکننده بود.

the sculptor struggled with an unshapeable block of marble.

ورق خمیر به دلیل خشکی بیش از حد غیرقابل فرم‌دهی بود.

this polymer becomes unshapeable once it cools.

وضعیت غیرقابل تغییر بود؛ هیچ گزینه‌ی خوبی وجود نداشت.

the dough was rendered unshapeable by excessive flour.

هنرمند متریال را برای دیدگاه خود غیرقابل فرم‌دهی یافت.

an unshapeable material requires special treatment.

سیاست به گونه‌ای نبود که بتوان آن را با نیازهای خاص جامعه تطبیق داد.

the mixture became unshapeable after sitting too long.

آینده غیرقابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید، پر از عدم قطعیت.

despite their efforts, the material remained unshapeable.

صخره غیرقابل فرم‌دهی بود، توده‌ای سخت و غیرقابل حرکت.

the artist complained about the unshapeable nature of the compound.

طرح اولیه برای ترجیحات مشتری غیرقابل تغییر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید