the unshelved books were piled on the reading table.
کتابهایی که پس از بارگذاری نشده بودند روی میز خواندن پیچیده شده بودند.
the librarian noticed the unshelved inventory and quickly organized it.
کتابدار توجه خود را به موجودی کتابهایی که پس از بارگذاری نشده بودند جلب کرد و آن را به سرعت نظمبخشی داد.
customers often leave unshelved items in the aisles.
مشتریان اغلب اشیاء نشانداده نشده را در میان راهروها گذاشته میکنند.
the store's unshelved stock was relocated to the back room.
موجودی کالایی که پس از بارگذاری نشده بودند در فروشگاه به اتاق پشتی مسافر رفت.
we discovered several unshelved manuscripts in the archive.
ما چند مانوسکرپتی که پس از بارگذاری نشده بودند در آرشیو کشف کردیم.
the unshelved documents were scanned for digital preservation.
مستنداتی که پس از بارگذاری نشده بودند برای حفظ دیجیتالی اسکن شدند.
unshelved products displayed a discount tag to attract buyers.
کالاهایی که پس از بارگذاری نشده بودند برای جذب خریداران یک برچسب تخفیف نمایش دادند.
during the renovation, many unshelved resources were temporarily stored.
در طول بازسازی، بسیاری از منابعی که پس از بارگذاری نشده بودند موقتاً ذخیره شدند.
the unshelved collection was sorted by subject for easier access.
مجموعهای که پس از بارگذاری نشده بودند بر اساس موضوع دستهبندی شدند تا دسترسی آسانتری داشته باشند.
our team identified unshelved tasks that required immediate attention.
تیم ما وظایفی که پس از بارگذاری نشده بودند را شناسایی کردند که نیاز به توجه فوری داشتند.
he left his unshelved ideas on the desk, hoping to revisit them later.
او ایدههای خود که پس از بارگذاری نشده بودند را روی میز گذاشت و امید داشت که آنها را بعداً دوباره بازبینی کند.
the unshelved files were flagged for urgent review by the manager.
فایلهایی که پس از بارگذاری نشده بودند توسط مدیر برای بررسی فوری علامتگذاری شدند.
the unshelved books were piled on the reading table.
کتابهایی که پس از بارگذاری نشده بودند روی میز خواندن پیچیده شده بودند.
the librarian noticed the unshelved inventory and quickly organized it.
کتابدار توجه خود را به موجودی کتابهایی که پس از بارگذاری نشده بودند جلب کرد و آن را به سرعت نظمبخشی داد.
customers often leave unshelved items in the aisles.
مشتریان اغلب اشیاء نشانداده نشده را در میان راهروها گذاشته میکنند.
the store's unshelved stock was relocated to the back room.
موجودی کالایی که پس از بارگذاری نشده بودند در فروشگاه به اتاق پشتی مسافر رفت.
we discovered several unshelved manuscripts in the archive.
ما چند مانوسکرپتی که پس از بارگذاری نشده بودند در آرشیو کشف کردیم.
the unshelved documents were scanned for digital preservation.
مستنداتی که پس از بارگذاری نشده بودند برای حفظ دیجیتالی اسکن شدند.
unshelved products displayed a discount tag to attract buyers.
کالاهایی که پس از بارگذاری نشده بودند برای جذب خریداران یک برچسب تخفیف نمایش دادند.
during the renovation, many unshelved resources were temporarily stored.
در طول بازسازی، بسیاری از منابعی که پس از بارگذاری نشده بودند موقتاً ذخیره شدند.
the unshelved collection was sorted by subject for easier access.
مجموعهای که پس از بارگذاری نشده بودند بر اساس موضوع دستهبندی شدند تا دسترسی آسانتری داشته باشند.
our team identified unshelved tasks that required immediate attention.
تیم ما وظایفی که پس از بارگذاری نشده بودند را شناسایی کردند که نیاز به توجه فوری داشتند.
he left his unshelved ideas on the desk, hoping to revisit them later.
او ایدههای خود که پس از بارگذاری نشده بودند را روی میز گذاشت و امید داشت که آنها را بعداً دوباره بازبینی کند.
the unshelved files were flagged for urgent review by the manager.
فایلهایی که پس از بارگذاری نشده بودند توسط مدیر برای بررسی فوری علامتگذاری شدند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now