unsnap the button
باز کردن دکمه
unsnap the clip
باز کردن گیره
unsnap the strap
باز کردن بند
unsnap the latch
باز کردن قفل
unsnap the tab
باز کردن زبانه
unsnap the hook
باز کردن قلاب
unsnap the fastener
باز کردن بست
unsnap the flap
باز کردن درپوش
unsnap the seal
باز کردن مهر
unsnap the cover
باز کردن روکش
she decided to unsnap the button on her coat.
او تصمیم گرفت دکمه روی بارانیاش را باز کند.
can you unsnap the lid of this container?
آیا می توانید درب این ظرف را باز کنید؟
the child learned how to unsnap his toy from the track.
کودک یاد گرفت که چگونه اسباببازی خود را از مسیر جدا کند.
he had to unsnap his helmet before taking it off.
او مجبور شد قبل از برداشتن آن، کلاه ایمنی خود را باز کند.
after the ride, she quickly unsnapped her seatbelt.
بعد از سواری، او به سرعت کمربند ایمنی خود را باز کرد.
make sure to unsnap the straps before removing the bag.
مطمئن شوید قبل از برداشتن کیف، بندها را باز کنید.
he struggled to unsnap the camera from the tripod.
او برای جدا کردن دوربین از سه پایه تلاش کرد.
to clean the device, you need to unsnap the cover.
برای تمیز کردن دستگاه، باید درب را باز کنید.
she unsnapped the clasp and opened the jewelry box.
او قفلی را باز کرد و جعبه جواهرات را باز کرد.
he forgot to unsnap the lock before trying to open the door.
او فراموش کرد قبل از تلاش برای باز کردن در، قفل را باز کند.
unsnap the button
باز کردن دکمه
unsnap the clip
باز کردن گیره
unsnap the strap
باز کردن بند
unsnap the latch
باز کردن قفل
unsnap the tab
باز کردن زبانه
unsnap the hook
باز کردن قلاب
unsnap the fastener
باز کردن بست
unsnap the flap
باز کردن درپوش
unsnap the seal
باز کردن مهر
unsnap the cover
باز کردن روکش
she decided to unsnap the button on her coat.
او تصمیم گرفت دکمه روی بارانیاش را باز کند.
can you unsnap the lid of this container?
آیا می توانید درب این ظرف را باز کنید؟
the child learned how to unsnap his toy from the track.
کودک یاد گرفت که چگونه اسباببازی خود را از مسیر جدا کند.
he had to unsnap his helmet before taking it off.
او مجبور شد قبل از برداشتن آن، کلاه ایمنی خود را باز کند.
after the ride, she quickly unsnapped her seatbelt.
بعد از سواری، او به سرعت کمربند ایمنی خود را باز کرد.
make sure to unsnap the straps before removing the bag.
مطمئن شوید قبل از برداشتن کیف، بندها را باز کنید.
he struggled to unsnap the camera from the tripod.
او برای جدا کردن دوربین از سه پایه تلاش کرد.
to clean the device, you need to unsnap the cover.
برای تمیز کردن دستگاه، باید درب را باز کنید.
she unsnapped the clasp and opened the jewelry box.
او قفلی را باز کرد و جعبه جواهرات را باز کرد.
he forgot to unsnap the lock before trying to open the door.
او فراموش کرد قبل از تلاش برای باز کردن در، قفل را باز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید