unsubmitted

[ایالات متحده]/ˌʌnsəbˈmɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnsəbˈmɪtɪd/

ترجمه

adj.ارائه نشده

عبارات و ترکیب‌ها

remains unsubmitted

هنوز ارسال نشده است

still unsubmitted

هنوز ارسال نشده است

unsubmitted work

کار ارسالی نشده

unsubmitted assignments

تکالیف ارسالی نشده

unsubmitted forms

فرم‌های ارسالی نشده

unsubmitted documents

مدارک ارسالی نشده

unsubmitted applications

درخواست‌های ارسالی نشده

currently unsubmitted

در حال حاضر ارسال نشده است

unsubmitted reports

گزارش‌های ارسالی نشده

unsubmitted data

اطلاعات ارسالی نشده

جملات نمونه

the student forgot to submit his assignment, leaving it unsubmitted and risking a zero grade.

دانشجو فراموش کرد تکالیف خود را ارسال کند و آن را بدون ارسال رها کرد و خطر گرفتن نمره صفر را به همراه داشت.

due to a technical error, my tax return remained unsubmitted despite my attempts to file it online.

به دلیل یک خطای فنی، اظهارنامه مالیاتی من علیرغم تلاش‌های من برای ثبت آن به صورت آنلاین، ارسال نشد.

the researcher anxiously checked her email, hoping her manuscript was not left unsubmitted by mistake.

محقق با اضطراب ایمیل خود را بررسی کرد و امیدوار بود که دست‌نوشت او به اشتباه ارسال نشده باشد.

many applicants are unaware that incomplete forms will be classified as unsubmitted and discarded.

بسیاری از متقاضیان نمی‌دانند که فرم‌های ناقص به عنوان ارسال نشده طبقه‌بندی و دور انداخته می‌شوند.

the deadline passed, and countless essays sat unsubmitted in students' draft folders.

مهلت مقرر گذشته بود و تعداد زیادی مقاله در پوشه‌های پیش‌نویس دانشجویان بدون ارسال باقی ماندند.

her dissertation remained unsubmitted for months due to her perfectionism and fear of criticism.

رساله او به دلیل کمال‌گرایی و ترس از انتقاد، برای ماه‌ها ارسال نشد.

the government announced that unsubmitted claims would not be processed after the official cutoff date.

دولت اعلام کرد که ادعاهای ارسال نشده پس از تاریخ قطع رسمی رسیدگی نخواهند شد.

several crucial documents were found unsubmitted in the pile of paperwork on his desk.

چند مدرک مهم که در تپه‌ای از مدارک روی میز او قرار داشتند، بدون ارسال یافتند.

the professor reminded the class that unsubmitted homework would result in automatic grade deductions.

استاد به کلاس یادآوری کرد که تکالیف بدون ارسال منجر به کسر نمره خودکار خواهد شد.

despite multiple reminders, nearly twenty percent of the proposals stayed unsubmitted by the deadline.

با وجود یادآوری‌های متعدد، تقریباً بیست درصد از پروپوزال‌ها تا مهلت مقرر ارسال نشدند.

the charity discovered that a significant portion of donation forms had remained unsubmitted.

خیرخواه متوجه شد که بخش قابل توجهی از فرم‌های اهدایی ارسال نشده باقی مانده‌اند.

the company policy states that unsubmitted expense reports will not be reimbursed under any circumstances.

سیاست شرکت بیان می‌کند که گزارش‌های هزینه‌های ارسال نشده تحت هیچ شرایطی بازپرداخت نخواهند شد.

athletes must ensure their registration forms are submitted; unsubmitted entries cannot compete in events.

ورزشکاران باید اطمینان حاصل کنند که فرم‌های ثبت نام خود را ارسال کرده‌اند؛ ثبت نام‌های ارسال نشده نمی‌توانند در مسابقات شرکت کنند.

after system maintenance, many users reported their applications as unsubmitted despite completing them.

پس از نگهداری سیستم، بسیاری از کاربران گزارش دادند که درخواست‌هایشان ارسال نشده است، با وجود اینکه آنها را تکمیل کرده‌اند.

the committee warned that unsubmitted nominations would be excluded from the annual awards consideration.

کمیته هشدار داد که نامزدهای ارسال نشده از بررسی جوایز سالانه حذف خواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید