untamedness

[ایالات متحده]/[ʌnˈteɪmdnəs]/
[بریتانیا]/[ʌnˈteɪmdnəs]/

ترجمه

n. وضعیت نگهداری نشده یا کنترل نشده بودن؛ وحشی بودن؛ ویژگی وحشی یا متمرد بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

untamedness of spirit

بی‌بند و بارى روح

displaying untamedness

نشان دادن بی‌بند و باری

with untamedness

با بی‌بند و باری

inherent untamedness

بی‌بند و باری ذاتی

feeling untamedness

احساس بی‌بند و باری

source of untamedness

منبع بی‌بند و باری

full of untamedness

پر از بی‌بند و باری

untamedness prevailed

بی‌بند و باری غالب شد

embracing untamedness

در آغوش گرفتن بی‌بند و باری

untamedness shone

بی‌بند و باری درخشید

جملات نمونه

the horse's untamedness was evident in its powerful stride and wild eyes.

بی‌تابی اسب در گام‌های قدرتمند و چشمان وحشی‌اش آشکار بود.

despite the training, a spark of untamedness remained in her spirit.

با وجود آموزش، جرقه‌ای از بی‌تابی در روحش باقی مانده بود.

he admired the untamedness of the wilderness, far from civilization.

او به بی‌تابی طبیعت وحش، دور از تمدن، احترام می‌گذاشت.

the artist sought to capture the untamedness of the ocean in their paintings.

هنرمند تلاش کرد تا بی‌تابی اقیانوس را در نقاشی‌های خود به تصویر بکشد.

there was a certain untamedness in her laughter that was both charming and unsettling.

خنده‌های او نوعی بی‌تابی داشت که هم جذاب و هم آزاردهنده بود.

the dog's untamedness made it difficult to train, but endearing to watch.

بی‌تابی سگ آموزش آن را دشوار می‌کرد، اما تماشای آن دوست‌داشتنی بود.

the novel explored the themes of freedom and untamedness in a dystopian society.

این رمان موضوعات آزادی و بی‌تابی را در یک جامعه دیستوپیایی بررسی کرد.

he felt a connection to the land, drawn to its raw and untamedness.

او ارتباطی با زمین احساس کرد، به طبیعت خام و بی‌تابی آن جذب شد.

the river's untamedness carved a path through the rugged landscape.

بی‌تابی رودخانه مسیری را در میان منظره ناهموار ایجاد کرد.

she embraced the untamedness of her own nature, refusing to conform.

او از بی‌تابی طبیعت خود استقبال کرد و از انطباق امتناع ورزید.

the child's untamedness often led to mischief and playful chaos.

بی‌تابی کودک اغلب منجر به شیطنت و هرج و مرج بازیگوش می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید