upfront payment
پرداخت در پیش پرداخت
upfront cost
هزینه اولیه
be upfront about
صادقانه بودن درباره
upfront fee
هزینه اولیه
upfront agreement
توافق اولیه
There will be an upfront fee of 4%.
یک هزینه اولیه 4٪ وجود خواهد داشت.
he'd been upfront about his intentions.
او در مورد قصد خود صادقانه رفتار کرده بود.
a literary weekly with an upfront section modelled on the New Yorker.
یک مجله هفتگی ادبی با بخشی پیشرو که بر اساس نشریه نیویورکر الگوبرداری شده است.
If that’s what they’re doing, they ought to be more upfront about it.
اگر آنها این کار را انجام می دهند، باید بیشتر در مورد آن صادقانه صحبت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید