uppishness

[ایالات متحده]/ˈʌpɪʃnəs/
[بریتانیا]/ˈʌpɪʃnəs/

ترجمه

n. تکبر یا خودبزرگ بینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

uppishness attitude

حس برتری‌جویی

uppishness behavior

رفتار مغرورانه

air of uppishness

فضای مغرورانه

uppishness and arrogance

برتری‌جویی و خودبزرگ‌بینی

displaying uppishness

نشان دادن برتری‌جویی

uppishness in speech

برتری‌جویی در صحبت کردن

sense of uppishness

حس برتری‌جویی

uppishness among peers

برتری‌جویی در بین همسالان

uppishness towards others

برتری‌جویی نسبت به دیگران

notorious uppishness

برتری‌جویی مشهور

جملات نمونه

her uppishness made it difficult for her to make friends.

غرور او باعث می‌شد دوست پیدا کردن برایش دشوار باشد.

despite his talent, his uppishness turned many people away.

با وجود استعدادش، غرور او باعث دور شدن بسیاری از افراد شد.

the manager's uppishness created a toxic work environment.

غرور مدیر یک محیط کار سمی ایجاد کرد.

uppishness can often lead to misunderstandings in relationships.

غرور اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم در روابط شود.

she was criticized for her uppishness during the meeting.

او در طول جلسه به خاطر غرورش مورد انتقاد قرار گرفت.

his uppishness was evident in the way he spoke to others.

غرور او در نحوه صحبت کردنش با دیگران آشکار بود.

uppishness can alienate even the most loyal supporters.

غرور می‌تواند حتی وفادارترین حامیان را نیز بیگانه کند.

she tried to hide her uppishness behind a friendly smile.

او سعی کرد غرورش را پشت یک لبخند دوستانه پنهان کند.

his uppishness was a major factor in his downfall.

غرور او یک عامل مهم در سقوطش بود.

people often mistake confidence for uppishness.

افراد اغلب اعتماد به نفس را با غرور اشتباه می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید