vamping up
بالا بردن
vamping out
پایین آوردن
vamping around
گشتن و سرگردانی
vamping style
سبک وامپینگ
vamping skills
مهارتهای وامپینگ
vamping tricks
ترفندهای وامپینگ
vamping session
جلسه وامپینگ
vamping mood
حالت وامپینگ
vamping scene
صحنه وامپینگ
vamping moment
لحظه وامپینگ
she was vamping on stage to keep the audience entertained.
او در حال صحنه پردازی روی صحنه بود تا مخاطبان را سرگرم کند.
he spent the evening vamping at the bar.
او شب را در حال صحنه پردازی در بار گذراند.
vamping is a great way to showcase your creativity.
صحنه پردازی راهی عالی برای نشان دادن خلاقیت شماست.
they were vamping during the intermission.
آنها در زمان استراحت صحنه پردازی می کردند.
she has a talent for vamping and can easily fill time.
او استعداد صحنه پردازی دارد و به راحتی می تواند زمان را پر کند.
vamping allowed him to connect with the audience.
صحنه پردازی به او اجازه داد تا با مخاطبان ارتباط برقرار کند.
they were vamping their way through the set list.
آنها در حال صحنه پردازی در طول لیست آهنگ بودند.
she enjoys vamping when she feels inspired.
او از صحنه پردازی لذت می برد وقتی احساس الهام می کند.
the comedian was vamping to get a laugh from the crowd.
کمدین برای گرفتن خنده از جمعیت در حال صحنه پردازی بود.
vamping can sometimes lead to unexpected moments.
صحنه پردازی گاهی اوقات می تواند منجر به لحظات غیرمنتظره شود.
vamping up
بالا بردن
vamping out
پایین آوردن
vamping around
گشتن و سرگردانی
vamping style
سبک وامپینگ
vamping skills
مهارتهای وامپینگ
vamping tricks
ترفندهای وامپینگ
vamping session
جلسه وامپینگ
vamping mood
حالت وامپینگ
vamping scene
صحنه وامپینگ
vamping moment
لحظه وامپینگ
she was vamping on stage to keep the audience entertained.
او در حال صحنه پردازی روی صحنه بود تا مخاطبان را سرگرم کند.
he spent the evening vamping at the bar.
او شب را در حال صحنه پردازی در بار گذراند.
vamping is a great way to showcase your creativity.
صحنه پردازی راهی عالی برای نشان دادن خلاقیت شماست.
they were vamping during the intermission.
آنها در زمان استراحت صحنه پردازی می کردند.
she has a talent for vamping and can easily fill time.
او استعداد صحنه پردازی دارد و به راحتی می تواند زمان را پر کند.
vamping allowed him to connect with the audience.
صحنه پردازی به او اجازه داد تا با مخاطبان ارتباط برقرار کند.
they were vamping their way through the set list.
آنها در حال صحنه پردازی در طول لیست آهنگ بودند.
she enjoys vamping when she feels inspired.
او از صحنه پردازی لذت می برد وقتی احساس الهام می کند.
the comedian was vamping to get a laugh from the crowd.
کمدین برای گرفتن خنده از جمعیت در حال صحنه پردازی بود.
vamping can sometimes lead to unexpected moments.
صحنه پردازی گاهی اوقات می تواند منجر به لحظات غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید