| جمع | veneras |
venera probe
پروب ونرا
venera missions
مأموریتهای ونرا
venera landing
فراخوان ونرا
venera spacecraft
سکافولد ونرا
venera data
دادههای ونرا
venera atmosphere
اتمسفر ونرا
venera surface
سطح ونرا
venera discovery
کشف ونرا
venera exploration
کاوش ونرا
venera science
علم ونرا
many cultures still venera their ancestors with traditional ceremonies.
بanyak فرهنگ ها هنوز اجداد خود را با مراسم سنتی احترام می گذارند.
the locals venera the ground where the historic event took place.
مردم محلی زمین را که رویداد تاریخی در آن رخ داد احترام می گذارند.
she was venera for her lifelong dedication to helping others.
او به دلیل وفاداری طولانی مدت خود به کمک دیگران احترام گزارش شد.
tourists come here to venera the memory of the legendary hero.
گردشگران به اینجا می آیند تا به یاد قهرمان اسطوره ای احترام گذارند.
the ancient temple is a place where people come to venera their gods.
معبد باستانی جایی است که مردم به خداهای خود احترام می گذارند.
communities venera these traditions as an important part of their heritage.
جامعه این سنت ها را به عنوان بخش مهمی از وارث خود احترام می گذارد.
his students deeply venera him for his wisdom and patience.
دانشجویان او به دلیل حکمت و صبرش به طور عمیقی از او احترام می گذارند.
the statue was erected so that future generations could venera the great leader.
این مجسمه برای این ساخته شد که نسل های آینده بتوانند به رهبر بزرگ احترام گذارند.
followers gather weekly to venera in the sacred ceremony.
پیروان هر هفته جمع می شوند تا در مراسم مقدس احترام گذارند.
natives venera this land as sacred and spiritually significant.
محلی که این زمین را به عنوان مقدس و معنوی مهم احترام می گذارند.
devotees travel great distances to venera at the holy shrine.
پرستاران فواصل طولانی را برای احترام گذاشتن در مکان مقدس طی می کنند.
the tribe has continued to venera these customs for countless generations.
این قبله به طور مداوم این روش ها را در طول نسل های بی شمار احترام می گذارد.
venera probe
پروب ونرا
venera missions
مأموریتهای ونرا
venera landing
فراخوان ونرا
venera spacecraft
سکافولد ونرا
venera data
دادههای ونرا
venera atmosphere
اتمسفر ونرا
venera surface
سطح ونرا
venera discovery
کشف ونرا
venera exploration
کاوش ونرا
venera science
علم ونرا
many cultures still venera their ancestors with traditional ceremonies.
بanyak فرهنگ ها هنوز اجداد خود را با مراسم سنتی احترام می گذارند.
the locals venera the ground where the historic event took place.
مردم محلی زمین را که رویداد تاریخی در آن رخ داد احترام می گذارند.
she was venera for her lifelong dedication to helping others.
او به دلیل وفاداری طولانی مدت خود به کمک دیگران احترام گزارش شد.
tourists come here to venera the memory of the legendary hero.
گردشگران به اینجا می آیند تا به یاد قهرمان اسطوره ای احترام گذارند.
the ancient temple is a place where people come to venera their gods.
معبد باستانی جایی است که مردم به خداهای خود احترام می گذارند.
communities venera these traditions as an important part of their heritage.
جامعه این سنت ها را به عنوان بخش مهمی از وارث خود احترام می گذارد.
his students deeply venera him for his wisdom and patience.
دانشجویان او به دلیل حکمت و صبرش به طور عمیقی از او احترام می گذارند.
the statue was erected so that future generations could venera the great leader.
این مجسمه برای این ساخته شد که نسل های آینده بتوانند به رهبر بزرگ احترام گذارند.
followers gather weekly to venera in the sacred ceremony.
پیروان هر هفته جمع می شوند تا در مراسم مقدس احترام گذارند.
natives venera this land as sacred and spiritually significant.
محلی که این زمین را به عنوان مقدس و معنوی مهم احترام می گذارند.
devotees travel great distances to venera at the holy shrine.
پرستاران فواصل طولانی را برای احترام گذاشتن در مکان مقدس طی می کنند.
the tribe has continued to venera these customs for countless generations.
این قبله به طور مداوم این روش ها را در طول نسل های بی شمار احترام می گذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید