| جمع | vivants |
the portrait was so vivant that visitors felt the subject might blink at any moment.
پورتره به گونهای زنده بود که بازدیدکنندگان احساس میکردند ممکن است شخصیت آن در هر لحظه چشم خود را باز کند.
in her paintings, the colors remain remarkably vivant even after centuries.
در نقاشیهای او، رنگها به طور قابل توجهی زنده ماندهاند حتی پس از قرنها.
the choreographer created a vivant tableau that froze the audience in admiration.
کارگردان رقص یک نمایش زنده ایجاد کرد که مخاطبان را به شدت در جذب قرار داد.
his sculpture captures a moment that is perfectly vivant, breathing with life.
مصنوعات او یک لحظه را به طور کامل زنده میکند، با تنفسی که زندگی دارد.
the artist remarked that the key to vivant brushwork lies in capturing movement.
هنرمند گفت که کلید زنده بودن کار رسم در دست یافتن حرکت است.
she preferred paintings that felt vivant rather than statically perfect.
او به نقاشیهایی که زنده به نظر میرسند، نسبت به آنهایی که به طور ثابت کامل هستند، ترجیح میداد.
the museum's newest exhibit features a series of vivant self-portraits.
موزهای جدیدترین نمایشگاه خود را با یک سری از پورترههای زنده ارائه میدهد.
critics praised the novelist's vivant descriptions of wartime paris.
بازیگران از توصیفهای زنده نویسنده درباره پاریس در زمان جنگ تحسین کردند.
a vivant quality permeates his later works, distinguishing them from his early pieces.
کیفیت زندهای در آثار اوی که بعد از آن انجام شده است، آنها را از آثار اوی اولیه متمایز میکند.
the theatrical production achieved a vivant atmosphere that lingered long after the final curtain.
تولید تئاتر یک جو زنده ایجاد کرد که پس از پرده نهایی به طول میاندازید.
gardeners prize these flowers for their couleur vivante that brightens any landscape.
باغبانها این گلها را به دلیل رنگ زندهای که هر چهارم را روشن میکند، ارزشمند میدانند.
her writing maintains a vivant energy that captivates readers across generations.
نوشتههای او یک انرژی زنده را حفظ میکند که خوانندگان را در طول نسلها جذب میکند.
the portrait was so vivant that visitors felt the subject might blink at any moment.
پورتره به گونهای زنده بود که بازدیدکنندگان احساس میکردند ممکن است شخصیت آن در هر لحظه چشم خود را باز کند.
in her paintings, the colors remain remarkably vivant even after centuries.
در نقاشیهای او، رنگها به طور قابل توجهی زنده ماندهاند حتی پس از قرنها.
the choreographer created a vivant tableau that froze the audience in admiration.
کارگردان رقص یک نمایش زنده ایجاد کرد که مخاطبان را به شدت در جذب قرار داد.
his sculpture captures a moment that is perfectly vivant, breathing with life.
مصنوعات او یک لحظه را به طور کامل زنده میکند، با تنفسی که زندگی دارد.
the artist remarked that the key to vivant brushwork lies in capturing movement.
هنرمند گفت که کلید زنده بودن کار رسم در دست یافتن حرکت است.
she preferred paintings that felt vivant rather than statically perfect.
او به نقاشیهایی که زنده به نظر میرسند، نسبت به آنهایی که به طور ثابت کامل هستند، ترجیح میداد.
the museum's newest exhibit features a series of vivant self-portraits.
موزهای جدیدترین نمایشگاه خود را با یک سری از پورترههای زنده ارائه میدهد.
critics praised the novelist's vivant descriptions of wartime paris.
بازیگران از توصیفهای زنده نویسنده درباره پاریس در زمان جنگ تحسین کردند.
a vivant quality permeates his later works, distinguishing them from his early pieces.
کیفیت زندهای در آثار اوی که بعد از آن انجام شده است، آنها را از آثار اوی اولیه متمایز میکند.
the theatrical production achieved a vivant atmosphere that lingered long after the final curtain.
تولید تئاتر یک جو زنده ایجاد کرد که پس از پرده نهایی به طول میاندازید.
gardeners prize these flowers for their couleur vivante that brightens any landscape.
باغبانها این گلها را به دلیل رنگ زندهای که هر چهارم را روشن میکند، ارزشمند میدانند.
her writing maintains a vivant energy that captivates readers across generations.
نوشتههای او یک انرژی زنده را حفظ میکند که خوانندگان را در طول نسلها جذب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید