wacko

[ایالات متحده]/ˈwækəʊ/
[بریتانیا]/ˈwæk.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیوانه; عجیب و غریب
n. دیوانه; عجیب و غریب

عبارات و ترکیب‌ها

wacko idea

ایده‌ی عجیب و غریب

wacko behavior

رفتار عجیب و غریب

wacko friend

دوست عجیب و غریب

wacko theory

نظریه عجیب و غریب

wacko moment

لحظه عجیب و غریب

wacko world

جهان عجیب و غریب

wacko plan

برنامه عجیب و غریب

wacko story

داستان عجیب و غریب

wacko character

شخصیت عجیب و غریب

wacko situation

وضعیت عجیب و غریب

جملات نمونه

he's a bit of a wacko, but we love him.

او کمی دیوانه است، اما ما او را دوست داریم.

that wacko idea might actually work!

آن ایده دیوانه ممکن است در واقعیت جواب دهد!

she dresses like a wacko, but she has great style.

او مثل یک دیوانه لباس می‌پوشد، اما سلیقه‌ی خوبی دارد.

don't listen to that wacko; he doesn't know what he's talking about.

به آن دیوانه گوش نده؛ نمی‌داند دارد در مورد چه صحبت می‌کند.

his wacko theories often make people laugh.

نظریات دیوانه‌وار او اغلب مردم را می‌خنداند.

she has a wacko sense of humor that i enjoy.

او حس شوخ‌طبعی دیوانه‌واری دارد که من از آن لذت می‌برم.

they call him a wacko because of his strange habits.

آنها او را دیوانه صدا می‌کنند به دلیل عادت‌های عجیب و غریبش.

that movie was a wacko adventure from start to finish.

آن فیلم یک ماجراجویی دیوانه‌وار از ابتدا تا انتها بود.

i've never met anyone as wacko as him.

من هرگز با کسی به دیوانه‌وار او ملاقات نکرده‌ام.

her wacko ideas often lead to creative solutions.

ایده‌های دیوانه‌وار او اغلب به راه‌حل‌های خلاقانه منجر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید