wadded

[ایالات متحده]/wɒd/
[بریتانیا]/wɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده یا تکه ای از ماده نرم که برای پر کردن استفاده می شود
vt. به توده تبدیل کردن؛ پر کردن
vi. به راحتی به توده شکل گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

wad of cash

توده پول

wad of paper

توده کاغذ

chewing gum wad

توده آدامس

wad of tissue

توده دستمال

جملات نمونه

a wad of A5 paper.

یک دسته کاغذ A5

a wad of lint-free rag.

یک تکه پارچه بدون پرز

waded into the task.

وارد انجام وظیفه شد.

a thick wad of notes

یک دسته ضخیم از یادداشت‌ها

Wad the space with paper, please.

لطفاً فضای آن را با کاغذ پر کنید.

a cotton wad that was impregnated with ether.

یک پنبه‌ای که با اتر آغشته شده بود.

Use this wad of cloth to plug the barrel.

از این تکه پارچه برای درپوش کردن لوله استفاده کنید.

The children waded out into the lake.

کودکان به آرامی به داخل دریاچه رفتند.

he'd gouged wads out of Morty.

او تکه‌های زیادی را از مورتی بیرون زده بود.

he waded into the thigh-high river.

او با احتیاط به رودخانه زانو در بر گرفت.

she was working on TV and had wads of money.

او روی تلویزیون کار می‌کرد و دسته اسکناس داشت.

in the absence of any jetty we waded ashore.

در نبود اسکله، ما به ساحل رفتیم.

Nicola waded in and grabbed the baby.

نیکولا وارد شد و نوزاد را برداشت.

The fish nipped the wader's toe.

ماهی انگشت به انگشتان پا را گاز گرفت.

waded through a boring report.

گزارش خسته کننده را بررسی کرد.

He waded across the river.

او از رودخانه عبور کرد.

Seb waded into the melee and started to beat off the boys.

سب در میان درگیری رفت و شروع به دور زدن پسران کرد.

Vincent waded into his father with such anger.

وینسنت با خشم به سمت پدرش رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید