wad of cash
توده پول
wad of paper
توده کاغذ
chewing gum wad
توده آدامس
wad of tissue
توده دستمال
a wad of A5 paper.
یک دسته کاغذ A5
a wad of lint-free rag.
یک تکه پارچه بدون پرز
waded into the task.
وارد انجام وظیفه شد.
a thick wad of notes
یک دسته ضخیم از یادداشتها
Wad the space with paper, please.
لطفاً فضای آن را با کاغذ پر کنید.
a cotton wad that was impregnated with ether.
یک پنبهای که با اتر آغشته شده بود.
Use this wad of cloth to plug the barrel.
از این تکه پارچه برای درپوش کردن لوله استفاده کنید.
The children waded out into the lake.
کودکان به آرامی به داخل دریاچه رفتند.
he'd gouged wads out of Morty.
او تکههای زیادی را از مورتی بیرون زده بود.
he waded into the thigh-high river.
او با احتیاط به رودخانه زانو در بر گرفت.
she was working on TV and had wads of money.
او روی تلویزیون کار میکرد و دسته اسکناس داشت.
in the absence of any jetty we waded ashore.
در نبود اسکله، ما به ساحل رفتیم.
Nicola waded in and grabbed the baby.
نیکولا وارد شد و نوزاد را برداشت.
The fish nipped the wader's toe.
ماهی انگشت به انگشتان پا را گاز گرفت.
waded through a boring report.
گزارش خسته کننده را بررسی کرد.
He waded across the river.
او از رودخانه عبور کرد.
Seb waded into the melee and started to beat off the boys.
سب در میان درگیری رفت و شروع به دور زدن پسران کرد.
Vincent waded into his father with such anger.
وینسنت با خشم به سمت پدرش رفت.
wad of cash
توده پول
wad of paper
توده کاغذ
chewing gum wad
توده آدامس
wad of tissue
توده دستمال
a wad of A5 paper.
یک دسته کاغذ A5
a wad of lint-free rag.
یک تکه پارچه بدون پرز
waded into the task.
وارد انجام وظیفه شد.
a thick wad of notes
یک دسته ضخیم از یادداشتها
Wad the space with paper, please.
لطفاً فضای آن را با کاغذ پر کنید.
a cotton wad that was impregnated with ether.
یک پنبهای که با اتر آغشته شده بود.
Use this wad of cloth to plug the barrel.
از این تکه پارچه برای درپوش کردن لوله استفاده کنید.
The children waded out into the lake.
کودکان به آرامی به داخل دریاچه رفتند.
he'd gouged wads out of Morty.
او تکههای زیادی را از مورتی بیرون زده بود.
he waded into the thigh-high river.
او با احتیاط به رودخانه زانو در بر گرفت.
she was working on TV and had wads of money.
او روی تلویزیون کار میکرد و دسته اسکناس داشت.
in the absence of any jetty we waded ashore.
در نبود اسکله، ما به ساحل رفتیم.
Nicola waded in and grabbed the baby.
نیکولا وارد شد و نوزاد را برداشت.
The fish nipped the wader's toe.
ماهی انگشت به انگشتان پا را گاز گرفت.
waded through a boring report.
گزارش خسته کننده را بررسی کرد.
He waded across the river.
او از رودخانه عبور کرد.
Seb waded into the melee and started to beat off the boys.
سب در میان درگیری رفت و شروع به دور زدن پسران کرد.
Vincent waded into his father with such anger.
وینسنت با خشم به سمت پدرش رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید