waffled

[ایالات متحده]/ˈwɒf.əld/
[بریتانیا]/ˈwɑː.fəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور طولانی و بی‌معنی صحبت کردن یا نوشتن؛ به سرگردانی پرداخته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

waffled on

در مورد چیزی مردد بودن

waffled about

در مورد چیزی مردد بودن

waffled back

عقب‌نشینی کردن

waffled between

بین دو چیز مردد بودن

waffled over

در مورد چیزی مردد بودن

waffled off

ترک کردن

waffled around

در اطراف مردد بودن

waffled through

از میان مردد بودن

waffled away

از بین بردن

waffled up

بالا رفتن

جملات نمونه

he waffled on his decision about the job offer.

او در مورد پیشنهاد شغلی مردد بود.

during the meeting, she waffled instead of giving a clear answer.

در طول جلسه، او به جای دادن پاسخ روشن مردد بود.

the politician waffled on the issue, avoiding a direct response.

آن سیاستمدار در این موضوع مردد بود و از دادن پاسخ مستقیم خودداری کرد.

he waffled between two different plans for the project.

او بین دو طرح مختلف برای پروژه مردد بود.

she waffled about whether to attend the event or stay home.

او مردد بود که آیا باید به این رویداد برود یا در خانه بماند.

the manager waffled when asked about the company's future.

مدیر در مورد آینده شرکت مردد بود وقتی از او سوال شد.

he waffled on his stance regarding the controversial topic.

او در مورد موضع خود در مورد موضوع بحث برانگیز مردد بود.

instead of taking a stand, she waffled and confused everyone.

به جای اینکه موضعی بگیرد، او مردد بود و همه را گیج کرد.

they waffled for weeks before making a final decision.

آنها برای هفته ها مردد بودند قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیرند.

his waffled response frustrated the audience.

پاسخ مردد او باعث ناامیدی مخاطبان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید