waffled on
در مورد چیزی مردد بودن
waffled about
در مورد چیزی مردد بودن
waffled back
عقبنشینی کردن
waffled between
بین دو چیز مردد بودن
waffled over
در مورد چیزی مردد بودن
waffled off
ترک کردن
waffled around
در اطراف مردد بودن
waffled through
از میان مردد بودن
waffled away
از بین بردن
waffled up
بالا رفتن
he waffled on his decision about the job offer.
او در مورد پیشنهاد شغلی مردد بود.
during the meeting, she waffled instead of giving a clear answer.
در طول جلسه، او به جای دادن پاسخ روشن مردد بود.
the politician waffled on the issue, avoiding a direct response.
آن سیاستمدار در این موضوع مردد بود و از دادن پاسخ مستقیم خودداری کرد.
he waffled between two different plans for the project.
او بین دو طرح مختلف برای پروژه مردد بود.
she waffled about whether to attend the event or stay home.
او مردد بود که آیا باید به این رویداد برود یا در خانه بماند.
the manager waffled when asked about the company's future.
مدیر در مورد آینده شرکت مردد بود وقتی از او سوال شد.
he waffled on his stance regarding the controversial topic.
او در مورد موضع خود در مورد موضوع بحث برانگیز مردد بود.
instead of taking a stand, she waffled and confused everyone.
به جای اینکه موضعی بگیرد، او مردد بود و همه را گیج کرد.
they waffled for weeks before making a final decision.
آنها برای هفته ها مردد بودند قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیرند.
his waffled response frustrated the audience.
پاسخ مردد او باعث ناامیدی مخاطبان شد.
waffled on
در مورد چیزی مردد بودن
waffled about
در مورد چیزی مردد بودن
waffled back
عقبنشینی کردن
waffled between
بین دو چیز مردد بودن
waffled over
در مورد چیزی مردد بودن
waffled off
ترک کردن
waffled around
در اطراف مردد بودن
waffled through
از میان مردد بودن
waffled away
از بین بردن
waffled up
بالا رفتن
he waffled on his decision about the job offer.
او در مورد پیشنهاد شغلی مردد بود.
during the meeting, she waffled instead of giving a clear answer.
در طول جلسه، او به جای دادن پاسخ روشن مردد بود.
the politician waffled on the issue, avoiding a direct response.
آن سیاستمدار در این موضوع مردد بود و از دادن پاسخ مستقیم خودداری کرد.
he waffled between two different plans for the project.
او بین دو طرح مختلف برای پروژه مردد بود.
she waffled about whether to attend the event or stay home.
او مردد بود که آیا باید به این رویداد برود یا در خانه بماند.
the manager waffled when asked about the company's future.
مدیر در مورد آینده شرکت مردد بود وقتی از او سوال شد.
he waffled on his stance regarding the controversial topic.
او در مورد موضع خود در مورد موضوع بحث برانگیز مردد بود.
instead of taking a stand, she waffled and confused everyone.
به جای اینکه موضعی بگیرد، او مردد بود و همه را گیج کرد.
they waffled for weeks before making a final decision.
آنها برای هفته ها مردد بودند قبل از اینکه تصمیم نهایی بگیرند.
his waffled response frustrated the audience.
پاسخ مردد او باعث ناامیدی مخاطبان شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید