waists

[ایالات متحده]/weɪsts/
[بریتانیا]/weɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمربند جمع; بخشی از لباس که دور کمر می‌چرخد; بخش میانی که گود است
adj. دارای کمر از نوع مشخصی

عبارات و ترکیب‌ها

narrow waists

کمرهای باریک

wide waists

کمرهای پهن

high waists

کمرهای بلند

low waists

کمرهای پایین

defined waists

کمرهای مشخص

full waists

کمرهای پر

slim waists

کمرهای لاغر

curvy waists

کمرهای منحنی

trim waists

کمرهای خوش‌فرم

broad waists

کمرهای عریض

جملات نمونه

she wore a belt to accentuate her waists.

او برای برجسته کردن کمرهایش یک کمربند پوشید.

the dress fits her waists perfectly.

لباس به طور کامل روی کمرهای او می‌خورد.

he has been working out to slim his waists.

او برای لاغر کردن کمرهایش ورزش کرده است.

they measured their waists for the new suits.

آنها برای لباس‌های جدید، کمرهای خود را اندازه‌گیری کردند.

she tied a ribbon around her waists.

او یک روبان دور کمرهایش بست.

the tailor adjusted the waists of the pants.

خیاط، کمر شلوارها را تنظیم کرد.

waists can vary greatly among different body types.

کمرها می‌توانند در بین انواع مختلف بدن بسیار متفاوت باشند.

he wears his pants low on his waists.

او شلوارهای خود را پایین روی کمرهایش می‌پوشد.

she exercises regularly to maintain her waists.

او به طور منظم ورزش می‌کند تا کمرهای خود را حفظ کند.

fashion trends often emphasize small waists.

ترندهای مد اغلب بر کمرهای کوچک تاکید دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید