walloper

[ایالات متحده]/[ˈwɒləpə]/
[بریتانیا]/[ˈwɒləpər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور مکرر کسی را می‌زند؛ فردی دست و پا چلفتی یا ناماخته.
v. به طور مکرر کسی را بزند یا کتک بزند.
Word Forms
جمعwallopers

عبارات و ترکیب‌ها

real walloper

Persian_translation

absolute walloper

Persian_translation

walloper punch

Persian_translation

complete walloper

Persian_translation

walloper hit

walloper of a

جملات نمونه

the clumsy walloper tripped over his own feet.

آن فرد دست و پا چلفتی روی پای خود زمین خورد.

he was a notorious walloper in the boxing ring.

او یک مشت‌زن بدنام در رینگ بوکس بود.

despite his size, he was a surprisingly gentle walloper.

با وجود جثه‌اش، او به طرز عجیبی یک مشت‌زن ملایم بود.

the frustrated chef was a walloper when he cooked.

آشپز ناامید وقتی آشپزی می‌کرد، یک مشت‌زن بود.

she described him as a hopeless walloper with tools.

او او را به عنوان یک فرد درمانه‌ناپذیر و ناشی با ابزارها توصیف کرد.

the young boy was a walloper at building sandcastles.

پسر جوان در ساختن قلعه‌های شنی یک فرد ناشی بود.

he was a walloper trying to fix the leaky faucet.

او یک فرد ناشی بود که سعی داشت شیر آب چکه کننده را تعمیر کند.

the experienced mechanic found him to be a complete walloper.

مکانیک با تجربه او را به طور کامل یک فرد ناشی یافت.

don't let him near the expensive equipment; he's a walloper.

به او نزدیک تجهیزات گران‌قیمت ندهید؛ او یک فرد ناشی است.

she warned him not to be a walloper with the fragile vase.

او به او هشدار داد که با گلدان شکننده رفتار ناشیانه نکند.

he was a walloper attempting to assemble the furniture.

او یک فرد ناشی بود که سعی داشت مبلمان را مونتاژ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید